اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین کیفیت انتزاع جنس و فصل از ماده و صورت

تحلیل نسبت اراده و عزم در تحقق حقایق خارجی

14٬690
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی و منطقی انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت می‌پردازند. بحث با بررسی جایگاه تشخص در موجودات آغاز شده و به این نکته اشاره می‌شود که هر موجودی برای خروج از ابهام، نیازمند صورت و تشخص است. در ادامه، استاد با عبور از مباحث انتزاعی، به پیوند میان اراده و تحقق حقایق خارجی می‌پردازند و با استناد به آیات شریفه، نقش عزم و اراده در تصرفات نفسانی انبیا و اولیا را تشریح می‌کنند. در این مسیر، تفاوت نگاه‌های عادی با نگاه‌های تصرفی اولیا تبیین شده و این حقیقت مطرح می‌شود که اراده فاعل، در طول اراده پروردگار، عامل اصلی تحقق امور در عالم خارج است. در نهایت، بحث به تبیین جایگاه ماده و صورت در علوم تجربی و محدودیت‌های آن در شناخت حقیقتِ هستی ختم می‌شود تا مخاطب دریابد که شناخت کنه اشیا فراتر از ابزارهای مادی است.

تبیین کیفیت انتزاع جنس و فصل از ماده و صورت

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی و منطقی انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت می‌پردازند. بحث با بررسی جایگاه تشخص در موجودات آغاز شده و به این نکته اشاره می‌شود که هر موجودی برای خروج از ابهام، نیازمند صورت و تشخص است. در ادامه، استاد با عبور از مباحث انتزاعی، به پیوند میان اراده و تحقق حقایق خارجی می‌پردازند و با استناد به آیات شریفه، نقش عزم و اراده در تصرفات نفسانی انبیا و اولیا را تشریح می‌کنند. در این مسیر، تفاوت نگاه‌های عادی با نگاه‌های تصرفی اولیا تبیین شده و این حقیقت مطرح می‌شود که اراده فاعل، در طول اراده پروردگار، عامل اصلی تحقق امور در عالم خارج است. در نهایت، بحث به تبیین جایگاه ماده و صورت در علوم تجربی و محدودیت‌های آن در شناخت حقیقتِ هستی ختم می‌شود تا مخاطب دریابد که شناخت کنه اشیا فراتر از ابزارهای مادی است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین کیفیت انتزاع جنس و فصل از ماده و صورت

11
  • امکان تصور فعلیت بدون صورت و شکل

  • این مسئله را براى این عرض مى‌کنیم تا مشخص بشود که مسئلۀ فعلیت این‌طور نیست که فعلیت آن چیزى باشد که داراى یک صورت باشد، ما مى‌توانیم فعلیتى بدون صورت و بدون اینکه داراى شکل است را تصور کنیم گرچه آن فعلیت بدون صورت در خارج تحقق پیدا نمى‌کند ولى لحاظ فعلیت در یک شی‌ء بدون صورت در عالم ذهن و تعقل اشکالى ندارد که در اینجا گفته مى‌شود: «فِعلیَّتُه بِتهَیُئِه و استعدادِه» یعنى «نفسُ التهیُّؤ و الاستعداد مى‌تواند براى آن امر خارجى و تحقق خارجى ـ نه امر مبهم ـ موجب فعلیت بشود. بین امر معدوم و حکم عدم و امر موجود فرق است! موجودیَّتُه بِتهیُّئِه و باستعدادِه وَ قابِلیَّتِه لِتَصوّرِه بِالصوِر النوعیّه؛ لکن این حالتى را که یک ماده در یک هم‌چنین وضعیتی پیدا مى‌کند، این حالت حالتى است که باید وجود خارجى و واقعیت خارجى داشته باشد و اگر واقعیت خارجى نداشته باشد پس عدم است، وقتى که عدم شد صورت بر امر عدمی تعلق نمى‌گیرد و تشکیل هیئت نوعیۀ مرکبه را نمى‌دهد! بنابراین فعلیت نه به معناى مابه‌الإشاره بودن است که در مابه‌الإشاره بودن، جدا کردن ماده از صورت حتى در اعراض هم نمى‌شود و خیال نکنید فقط در وجود خارجى خودش نیازى به صورت دارد، به عرض هم نیاز دارد! گرچه ما مى‌گوییم که عرض قائم به موضوع است؛ عرض در ذات خود قائم به موضوع است ولى همین موضوع در ظهور خود محتاج به عرض است. اگر این موضوع مى‌تواند بدون عرض در اینجا ... ما نمى‌گوییم یک عرض خاص، بله! فرض کنید الآن این رنگى که عارض بر این صفحات کتاب شده است رنگ زرد است، این کتاب نیاز به زردى خاص ندارد بلکه در ظهورش نیاز به رنگ مطلق دارد؛ أىّ لونٍ کان أبیض أو أصفر أو أحمر أو أسود أو غیر ذلک من سایرِ الألوانِ و الصّور! در ظهور خودش نیاز به لونٌ‌ما دارد ولى آیا آن لونٌ‌ما حتماً باید احمر باشد؟! نه‌خیر، ممکن است که ابیض باشد ولى رنگ ابیض در ذات خودش نیاز به موضوع دارد و امکان وجود خارجى او بدون لحاظ موضوع مستحیل است ولى امکان وجود خارجى موضوع بدون ابیض ممکن است، ممکن است أحمر باشد و امکان وجود خارجى موضوع بدون أسود هم ممکن است و اشکال ندارد ولى بدون لونٌ‌ما و بدون کیف هم مى‌شود؟ نه، نمى‌شود. پس فرق است بین اینکه شخص ظهورش به شیئی باشد یااینکه ذاتى او به امر دیگرى تحقق پیدا کند! این مسئله‌اى که راجع به انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت است به این لحاظ است که در هر امر جزئى یک نقطۀ ابهامى قرار دارد که آن نقطۀ ابهام نقطۀ مشترک بین او و سایر متمایزاتش هست. این ماده‌اى که الآن‌ این کتاب را تشکیل مى‌دهد، در آن یک نقطۀ ابهامى است که آن نقطۀ سِعى اوست که قابلیت براى حمل این لفظ و این عنوان بر سایر اشیاء نظیر خودش را خواهد داشت. إن‌شاءالله تتمۀ بحث را بعداً بیان می‌کنیم.

/ 0