اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فنای اعیان ثابته در حقیقت وجود

تبیین نسبت میان تعینات خارجی و حقیقت واحده هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «فنای اعیان ثابته» در حقیقت وجود می‌پردازند. بحث با تحلیل مثال صوت آغاز می‌شود تا روشن گردد که چگونه یک حقیقت واحده در عین وحدت، ظهورات و تعینات متکثری پیدا می‌کند. استاد با نقد دیدگاه‌هایی که تعینات خارجی را صرفاً نمودهای وهمی می‌دانند، بر واقعیت داشتنِ این تعینات در عینِ فنای آن‌ها در حقیقتِ هستی تأکید می‌ورزند. در ادامه، سیر تحولِ وجودی انسان و نقش مجاهده و معرفت در ارتقای این تعینات بررسی می‌شود. ایشان با ذکر نمونه‌های تاریخی همچون تحولِ وجودی حر بن یزید ریاحی و زهیر بن قین، نشان می‌دهند که چگونه عین ثابت انسان در عینِ بقا، با حرکت در مسیر کمال و تجرد، دائماً فعلیت‌های جدیدی می‌یابد تا در نهایت به مقام فنای شهودی و بقای بالله نائل گردد. این بحث، پیوند میان مباحث دقیق فلسفی و ضرورت‌های سلوکی را به روشنی ترسیم می‌کند.

فنای اعیان ثابته در حقیقت وجود

8
  • بله، از نقطه‌نظر طبع سلیم آن حرفى که صدا ندارد را اول قرار مى‌دهند بعد آن چیزهایى که فقط با لب تنها تماس دارد بعد داخل مى‌روند حروفی که با دندان تماس دارد، حتى در حروف انگلیسى همان A,B,C,D به همان کیفیت است، در عربى هم همین‌طور است، در فرانسه هم همین‌طور است. اینها به‌خاطر همان طبع سلیمى است که این فطرت بشرى در ترکیب حروف مى‌آید و آنچه را که از نقطه‌نظر القاء حروف و مطلب در خارج بى‌هویت‌تر هست را ابتدا مى‌گذارد تااینکه هویتش بیشتر مى‌شود.

  • این مسئله که فناء ذاتى حروف در آن صوت است که حقیقت این حروف را تشکیل مى‌دهد، بسیار مسئلۀ دقیقى است این را اگر ما ملاحظه کنیم خیال مى‌کنم تا حدودى قضیه در بحث فناء اعیان ثابته و عدم فناء اعیان ثابته بنا بر اختلاف اقوال در این زمینه حل شده باشد! این حروفى که الآن ما مى‌بینیم این حروف احکام متفاوتى به خود مى‌گیرند که این احکام متفاوته در عین صحت هرکدام، هیچ‌کدام مخلّ به دیگرى نیستند. یکى از آنها وجود حقیقى این حروف در خارج است، شما نمى‌توانید بگویید که این حروف الفبا در خارج‌ وجود ندارند، اگر بگویید که وجود ندارند پس شما اصلاً چیزى را نمى‌شنوید، شما اصلاً چیزى را احساس نمى‌کنید.

  • پس یکى از مسائل مهمى‌ که بعضی‌ها حالا یا به‌واسطۀ جهل یا به‌واسطۀ توغل در آن ذوقِ تألّه ـ هرکدام از اینها مى‌خواهد باشد بنا بر نظر مرحوم حاجى و اشکالى که در آنجا هست، و این مسئله در کتاب توحید علمى و عینى ذکر شده است1 ـ انکار وجود خارجى اشیاء و تعینات شده این مسئله جاى تأمل دارد که آمدند به‌طورکلى انکار کردند و همۀ اینها را ﴿كَسَرَابِۢ بِقِيعَةٖ يَحۡسَبُهُ ٱلظَّمۡ‍َٔانُ مَآءً2 تعبیر کردند که اصلاً وجود خارجى براى اینها درنظر نگرفتند و گفتند که همۀ اینها فقط یک نمود و تخیلات است. خب اگر تخیل باشد تخیل که جایش را عوض مى‌کند! شما به‌جای اینکه به این مربع بگویید، مستطیل بگویید! خب این حرف را نمى‌گویید، به‌خاطر اینکه آن ذوق تعلق در اینها خیلى شدید شده که نتوانستند خود ماهیت اشیاء را با توجه به این ذوق مقترن کنند و در کنار هم قرار بدهند ولیکن ما مى‌گوییم که هیچ منافاتى ندارد.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 70 ، تعلیقه 1؛ توحید علمى و عینى، 285، تعلیقه.
    2. . سوره نور (24) آیه 39. الله شناسى، ج ‌2، ص 18:
      «[و كسانى كه كافر شده‌اند، اعمالشان] هم‌چون آب‌نما و سرابى مى‌باشد كه در زمین هموارى قرار دارد، به‌طورى‌كه شخص تشنه‌كام آن را آب گمان مى‌نماید، تا اینكه به نزد آن سراب مى‌آید، آن را چیزى نمى‌یابد.»