اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فنای اعیان ثابته در حقیقت وجود

تبیین نسبت میان تعینات خارجی و حقیقت واحده هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «فنای اعیان ثابته» در حقیقت وجود می‌پردازند. بحث با تحلیل مثال صوت آغاز می‌شود تا روشن گردد که چگونه یک حقیقت واحده در عین وحدت، ظهورات و تعینات متکثری پیدا می‌کند. استاد با نقد دیدگاه‌هایی که تعینات خارجی را صرفاً نمودهای وهمی می‌دانند، بر واقعیت داشتنِ این تعینات در عینِ فنای آن‌ها در حقیقتِ هستی تأکید می‌ورزند. در ادامه، سیر تحولِ وجودی انسان و نقش مجاهده و معرفت در ارتقای این تعینات بررسی می‌شود. ایشان با ذکر نمونه‌های تاریخی همچون تحولِ وجودی حر بن یزید ریاحی و زهیر بن قین، نشان می‌دهند که چگونه عین ثابت انسان در عینِ بقا، با حرکت در مسیر کمال و تجرد، دائماً فعلیت‌های جدیدی می‌یابد تا در نهایت به مقام فنای شهودی و بقای بالله نائل گردد. این بحث، پیوند میان مباحث دقیق فلسفی و ضرورت‌های سلوکی را به روشنی ترسیم می‌کند.

فنای اعیان ثابته در حقیقت وجود

7
  • فنا به معنای سلب استقلال

  • خوب در اینجا دقت کنید! ببینید آنچه را که الآن در حقایق خارجیه مشاهده مى‌شود عبارت از فناى حقیقى و فناى تکوینى در همان وجود بالصرافه و بحت و بسیط است. فنا نه به معناى نیستى است بلکه به معناى سلب استقلال است، به معناى نیستى نیست که اصلاً ظهورى در اینجا نیست! به معناى نیستى نیست که در اینجا اصلاً به‌طورکلى تفاوتى با قبل ندارد! به معناى نیستى نیست که همۀ اینها فقط یک صوت هستند! نه، مسئله این‌طور نیست! نیستى در اینجا به معناى این است که حکم مستقل ذاتى روى هرکدام از اینها باطل است، همان‌طورى‌که مثلاً سین وقتى که بخواهد ابراز وجود کند و نسبت به شین بگوید که من اول هستم و بعد تو هستی ...؛ در حروف الفبا وقتى مى‌گوییم: الف ب ت ث تا برسیم به سین شین صاد ضاد و همین‌طور إلى آخر، منِ سین اول هستم و بعد توی شین هستى، او در جواب مى‌گوید: هم اوّلى و هم دومى و هم سومى و آخرى ندارد همۀ اینها بیخود است اینها همه اعتباراتى است که تو اینها را اعتبار کردی، باید ببینى آن ارادۀ مرید در القاء حروف، اول‌ به چه چیزى تعلق گرفته است؟! اگر مى‌خواهد زید بگوید، اول «زِ» را مى‌آورد و اگر بخواهد سیب بگوید اول سین را مى‌آورد بعد «یاء» را مى‌آورد ولى اگر بخواهد که شهاب بگوید، اول شین را مى‌آورد. این بسته به این است که آن مرید در القاء کلماتش کدام حرف را مقدم و کدام حرف را مؤخر قرار مى‌دهد، نه اوّلیت تو اول است و ثانویّت من ثانى است، تمام بستگى به آن ارادۀ مرید دارد. از اولِ حروفِ الفباء تا آخرش همۀ اینها براساس قرارداد الف ب خوانده شده است. حالا من از اول ى لام جیم را قرار مى‌دهم خب این که چیزی نیست، در اینجا هیچ‌گونه ملاحظه‌اى نیست.