اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 20/10/1430

نسخه عربی

جلسه ۶۶۹

7
  •  خوب دقت كنید در اینجا، ببینید آن چه را كه الان در حقایق خارجیه مشاهده می‌شود عبارت است از فنای حقیقی و فنای تكوینی در همان وجود بالصرافه و بحت و بسیط، فنا نه منظور به معنای نیستی است، به معنای سلب استقلال است نه به معنای نیستی، اگر نیستی نبود خوب چرا شما این استفاده را می‌كنید به معنای نیستی نیست كه اصلا ظهوری در اینجا نیست، به معنای نیستی نیست كه در اینجا اصلا به طور كلی تفاوتی با قبل ندارد، به معنای نیستی نیست كه همة اینها فقط یك صوت هستند نه این طور نیست مسئله، نه این جور نیست نیستی در اینجا به معنای این است كه حكم مستقل ذاتی روی هر كدام از اینها باطل است، همان طوری كه شما سین را وقتی كه بخواهد فرض بكنید كه ابراز وجود كند و نسبت به شین بخواهد بگوید كه من اول هستم و بعد تو هستی، در حروف الفبا وقتی می‌گوییم الف ب ت ث تا برسیم به سین شین صاد ضاد و هیمن طور الی آخر، من اول هستم سین و بعد تو هستی شین هستی و اینها او در جواب می‌گوید هم اولی هم دومی و هم سومی و آخری ندارد همة اینها بیخود است اینها همه اعتباراتی است كه تو اینها را اعتبار كردی، باید ببینی آن ارادة مرید در القاء حروف به چه چیزی تعلق گرفته است؟ اول اگر می‌خواهد زید بگوید اول «زِ» را می‌آورد و بعد و اگر بخواهد فرض كنید كه سین مثلا فرض كنید كه سیب بگوید یا اول سین را می‌آورد بعد «ی» را می‌آورد ولی اگر بخواهد كه فرض كنید كه شهاب فرض كنید كه بگوید اول شین را می‌آورد بعد «ی» را می‌آورد آن بسته به این است كه آن مرید در القای كلماتش كدام حرف را مقدم و كدام حرف را موخر قرار می‌دهد، نه اولیت تو اول است و ثانویت من ثانی است، تمام بستگی به آن ارادة مرید دارد، از اول حروف الفبا تا آخر حروف «ی» از اول الف تا ی همة بر اساس قرارداد، الف ب خوانده شده حالا من از اول ی لام جیم این حرفها قرار می‌دهم خوب این كه چیز نیست، در اینجا هیچ گونه ملاحظه‌ای نیست، بله از نقطة نظر طبع سلیم آن حرفی كه صدا ندارد، آن را اول قرار می‌دهند بعد آن چیزهایی كه فقط با لب تنها تماس دارد و هی می‌روند داخل با دندان بعد می‌روند، حتی در حروفات انگلیسی همان ای بی سی دی به همان كیفیت، در عربی هم همین طور، در فرانسه هم همین طور اینها بخاطر همان طبع سلیمی است كه این فطرت بشری در تركیب حروف می‌آید و آن چه را كه از نقطة نظر القاء حروف و مطلب در خارج بی هویت تر هست آن را ابتداءا می‌گذارد تا این كه هی هویتش بیشتر می‌شود.