
جلسه ۶۶۹
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 20/10/1430
جلسه ۶۶۹
24تلمیذ: در مقایسه ...
استاد: البته برای انسان هم پیدا میشود یعنی مطلب این طور نیست كه چیز نباشد در خیلی از موارد خوب انسان احساس میكند، خود انسان گرسنه است آن مادری كه خودش دارد از گرسنگی میمیرد، وقتی كه غذا پیدا میشود بچههایش را میبیند هیچ فكر نمیكند كه الان خودش دارد از بین میرود، یك خطری كه پیش میآید، بچه را میآید نجات میدهد، متوجه این نیست.
حالا یك وقتی با توجه به اینكه من این خطر برایم پیش میآید میرود انقاذ میكند نه آن یك مطلبی است، نه یك وقتی اصلا خود این ادراك را ندارد شعور به هلاكت را اصلا ندارد، فقط انقاذ مورد نظرش است این به خاطر چیست؟ این به خاطر انصراف ذهن است كه فقط متمركز میشود در همان جهت انقاذی كه الان مد نظر است.
تلمیذ: در مواجهه ... چیزی كه واضح است این است كه خود مرحوم علامه طباطبایی هم اشاره فرمودند ایشان خیلی مباحث را فلسفی بیان میكنند مرحوم آقا یك مقداری این مسئله رااصلا جواب نمیدهند در این مباحث اصلا یك فاصلهای میبیند كه مرحوم علامه طباطبایی هم اشاره میفرمایند كه خیلی از این مطالب را ما هم بلدیم خیلی اشعار را ما هم بلدیم خیلی در آن محیط قرار نگرفتند مرحوم علامه
استاد: بله عرض من هم همین است.
تلمیذ: مربوط به حال خودشان هم بوده است یا نه؟
استاد: كی
تلمیذ: مرحوم آقا
استاد: بله
تلمیذ: خود حال مرحوم آقا در این هم دخلی داشته یا مربوط به فناء و ...
استاد: ببینید نه آن خوب ایشان در آن موقع كه خوب اصلا فنا نبوده همه این مطالب در بقا بوده منتهی نمیدانم چه صلاحی در كار بوده كه اصلا به طور كلی، اعتقاد من این است كه بحث اگر همان فلسفی پیگیری میشد بعد آن بحث فلسفی منتهی میشد دیگر جای ان قلتی دیگر نداشت.
لذا از این جا میتوانیم بگوییم كه مباحث مرحوم علامه از نقطة نظر فلسفی مباحث درستی است یعنی در ادله متقن است همان فنا را نباید این طور اصلا ایشان مطرح میكردند تا كار به اینجا برسد فنا باید یك بحث جدایی باشد یعنی همان طوری كه بحث فنا از نقطة نظر فلسفی جای خود دارد و بعد هم آن تغییر و تحولات به جای خودش باقی میماند تغییر هست و اندكاك ذاتی در همان ذات احدیت این منافاتی با همان عین ثابت ندارد، مثل اینكه همین الان هست، منتهی عین ثابت هی تجرد پیدا میكند و تجردش به مرحلة تمام میرسد.
