
جلسه ۶۶۹
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 20/10/1430
جلسه ۶۶۹
23حالا این تغییری كه بعد از بقاء است همین است دیگر به طور كلی الهی محض محض است.
پس عارف در مقام قبل الفناء با وجود تغییراتی كه هی در او پیدا میشود هی دارد خودش را از آن مقام بشریت و مقام كثرت و مقام ابتعاد به واسطة تجردی كه پیدا میشود، هی دارد به او سمت نزدیك میكند در عین اینكه عین ثابت باقی است طوری نشده همان است، زهیر بعد از ملاقات با امام حسین با قبلش همان است، افرادی كه میدیدند می گفتند این همان است، نه اینكه ببینند این یكی دیگر است، همان است كه تغییر كرده یعنی آن عین ثابت باقی است همان جا در فنا است این میرود میرود میرود میرسد تا دیگر یك تجرد تام در عین اینكه آن عین ثابت باقی است به آن تجرد تام میرسد بعد دوباره بقاء پیدا میكند این بقاء دیگر با آن بشریت دو تا است، دیگر به طور كلی هیچ گونه فهمیو تخیلی خطوری كه مربوط به بشریت كثرت باشد دیگر در وجود او نیست این میشود «تَخَلَّقُوا بِأَخْلَاقِ اللَه و اتصاف باخلاق اللَه».
تلمیذ: ... ..
استاد: خب این هم همین است در یك مرتبه برای انسان خوب یك همچنین مسائلی پیدا میشود، حالا این اختصاص به آنجا ندارد، در آن مرتبهای كه انسان به واسطة تغییر و تحولاتی همان طوری كه گفتم پیدا میشود در یك مرتبه انسان وجود خودش را ـ حالا اینها را باید خدا قسمت كند به این چیزها انسان دیگر برسد ـ به هر مرتبه كه آن تجرد در نفس بیشتر باشد آن جنبهای را كه ما در خودمان به نحو استقلال میدیدیم آن جنبه ضعیفتر میشود و این مسئله یكی از دقایق فلسفه حكومت اسلام است، این نكته كه حاكم اسلام باید فردی باشد كه هیچ خود نبیند و هر چه است خدا ببیند، خود ببیند تمام است مثل بقیة افرادی كه خوب هستند آن تغییر و تحول كه پیدا میشود انسان به این مرتبه از معرفت میرسد كه آن حقیقت وجود را یك حقیقت واحدهای میبیند كه نظر به آن حقیقت واحده دارد نه نظر به مظاهر، نسبت به مظاهر نظر ندارد یعنی یك حقیقت واحد میبیند این یك مرتبه، یك مرتبه هست در همین راستا كه قبل از اینكه به این جا برسد به واسطة اندماج در آن حقیقت واحده در آن جا شعور نسبت به افراد دارد، ولی نسبت به خودش چون مندمج است شعور ندارد این هم یك مرتبه است، اینها مراتب مختلفی است كه پیدا میشود آن اولی قویتر از این است این هنوز قبل از آنكه بخواهد به آن جا برسد یك همچنین چیزهایی پیدا میشود.
