اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 20/10/1430

جلسه ۶۶۹

20
  •  این آدمی‌كه بلند شود منی كه می‌خواهم بمیرم بیاید به من آب دهد، اینكه می‌تواند در آن موقع من را از بین ببرد نبرد، بعد در یك موقعیت ضعیفی قرار بگیرد، آن وقت بگویم كه هان در یك موقعیت قرار گرفتی من می‌خواهم این كار را بكنم، این نهایت بی حیایی است، نهایت قساوت، نهایت سبعیت، نهایت وحشیگری، نهایت حیوانیت را می‌خواهد كه در یك همچنین موقعی این كار را انجام دهد، كی اینرا انجام می‌دهد؟ فطرت همین فطرت، اصلا كاری به امام حسین نداریم، چرا از امام حسین بیایم خرج كنیم، كمونیست یك كمونیستی بیاید این كار را انجام بدهد نمی‌كنیم خوب كاری به كارت نداریم، ببینید دین اسلام كه بر اساس فطرت است این است، این دین بر اساس فطرت است، این عین ثابت می‌آید بالا هی تغییر پیدا می‌كند حالا با قضایای مختلف، در وقتی كه حربن یزید ریاحی آمد به طرف امام حسین عین ثابتش خیلی تفاوت كرد با آن موقعی كه از كوفه حركت كرده بود و لشگر را به سمت سیدالشهدا گسیل داشته بود، خیلی در این وسط تغییراتی پیدا شد، مسائلی عوض شد دیدگاهها تغییر كرد، تازه امام حسین را شناخت، آن موقع نمی‌شناخت، آن موقع درست نمی‌شناخت حالا برخورد كرد حالا آن مردانگی را دید، آن آزادی مطلق كه هیچ مویی لای درزش نمی‌رود، آن را دید شروع كرد چی تغییر و تحولات در آن عین ثابت، هی آن عین ثابتش در عینِ عینِ ثابت بودن هی به تجرد خودش را نزدیك كرد همین مطلب می‌رود می‌رود تا به مسئله فناء می‌رسد.

  •  انشاءاللَه فردا دیگر بحث را ادامه میدهیم.

  •  تلمیذ: ...

  •  استاد: لذا اینها خودشان را با آن موقعیت قبلی دو تا نمی‌دیدند می‌دیدند همانند این شدند، همانند نه اینكه ا من همانم اگر دو تا ببیند نباید چیزی به یادش بیاید، چون دو شخصیت است دیگر كاری كه او كرده دیگر به من چه؟ ولی همان است تغییر پیدا كرده.