
جلسه ۶۶۹
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 20/10/1430
جلسه ۶۶۹
10حكم سوم به واسطة استنادی كه دارند و تدلی كه وجود ثانوی و وجود حقیقی و واقعی تدلی كه نسبت به آن وجود واقعی دارد، پس در هنگام بروز و در هنگام ظهور، در هنگامیكه نیست كه خوب هیچی نیست، صحبت در وجود خارجی است در وقتی كه وجود خارجی برای ما ملموس است و محسوس است، در همان وقت این تعین ثانی فانی در چیست؟ در همان تعین اول است كه عبارت است از همان حقیقتی كه در حلق یا حقیقتی كه در این دهان و ارتعاشات صوتی و امثال ذلك در اینها وجود دارد.
پس وجود خارجی آنها منافاتی با فناء این اشیاء در آن وجود اول ندارد.
٢ ـ فناء همة تعینات خارجی صوتی منافاتی با تحقق خارجی و تكوینی ندارد، این دو را در این جا پس ما با هم جمع كردیم، یعنی در عین فناء تمام ظهورات خارجی اصوات در آن حقیقت صوتیة اولی كه در وجود انسان مختفی و مكنون است در عین فناء آنها، ما به این اشیاء خارجی وجود واقعی میدهیم ببین واقعا وجود واقعی به اشیاءخارجی میدهیم، این مسئلة فناء را در اینجا خیال میكنم دیگر بهتر از این نتوانستیم توضیح بدهیم كه چطور مسئلة فناء با وجود حقایق خارجیة تكوینیه منطبق است در عین وجود حقایق خارجیه در عین آن ما حقیقتا این مفهوم فناء را در اینجا در نظر میگیریم وقتی كه حقیقتا مفهوم فناء را در نظر بگیریم، در عین حال آن وجود خارجی اشیاء به حال خود باقی هستند، این مسئله كه در اینجا هست این را شما منطبق بكنید بر حقایق عالم وجود در این كه ما وجودی هستیم جدای از یكدیگر در این شكی نیست.
وجود من از وجود زید و امثال آن یكی یكی جدا هست و برای هر كدام یك تمیز و تشخص خاصی وجود دارد، از آن طرف هم ما میدانیم این وجود را از خودمان و از خاله و عمه مان نیاوردیم، این وجود وجودی است از ذات باری و از آن مبدأ این وجود نشأت گرفته است، این وجود كه ظهور همان وجود است در اینجا به همان كیفیت ملاحظه میكنیم، تعینات خارجیه اشیاء تمام آنها دارای حقیقت هستند.
