
جلسه ۶۶۹
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 20/10/1430
جلسه ۶۶۹
21تلمیذ: ...
استاد: نعم ینتهی المسئله الی وحدت الوجود و الموجود
تلمیذ: ...
استاد: در همینش هزار تا حرف هست حالا شیخ چه میگوید!
تلمیذ: ... ...
استاد: بله كفایت میكند
تلمیذ: ... ...
استاد: كسی كه بخواهد یك سوره بخواند آن باید هر دو را جمع كند و الا نه ما كه قائل به بعض سوره هم هستیم اشكال ندارد.
تلمیذ: ... ...
استاد: نه ظاهرا وقت نیست.
تلمیذ: ... ...
استاد: تفاوت همین تفاوتی است كه من مثال زدم، منتهی در آنجا تفاوت بالكلیه میشود، همین فردی را كه ما مثال زدیم فرض كنید افراد دیگر زهیر، زهیر یك آدمی بود كه این اصلا به طور كلی عثمانی مذهب بود یعنی عثمانی به آنهایی میگفتد كه در همان نه این طرف بودند نه آن طرف بودند، خودشان را نه منتسب به دستگاه خلافت میكردند و نه خودشان را منتسب به اهل بیت، از یك طرف منتسب به دستگاه خلافت نمیكردند چون آن ظلم و جور و اینها را خوب مشاهده میكردند، از آن طرف خودشان را به اهل بیت منتسب نمیكردند چون فشارها و تضییقاتی كه میدیدند نسبت به آنها وارد میشود آنها را یك مقداری از این انتساب كنار نگه میداشت، بله خودشان بودند جدا و در عین حال هم دیدند كه چه چطور این خلیفه را گرفتند كشتند و این مردم نتوانستند خودشان را با اهل بیت كنار بیاورند و تطبیق بدهند اینها افرادی بودند كه در همان زمان به آنها عثمانی میگفتند.
یكی از آنها همان جناب زهیر بود، شما الان نگاه كنید این زهیر در عین اینكه مسلمان است این افكار را دارد ولی مسلمان است، خود ایشان هم به حج میرود و در مورد مراجعت از حج با زن و بچهاش و ایل و تبارش و اینها با امام حسین در راه برخورد میكند، یعنی بعداز مراجعت از حج یك همچنین مسئلهای را خوب میبیند و برخورد میكند.
حالا وقتی كه برخورد میكند تابه حال به واسطة اعتقادی كه دارد یك حال و هوای خاص به خودش را دارد نمازی كه میخواند در وضعیت خودش است یعنی اگر یك دوربینی از حال درونی او عكس بردارد، یك روزی پیدا بشود یك همچنین دوربینی كه بیاید و از حال درونی انسان عكس بردارد به عكس این حال ظاهری كه انسان میتواند فیلم در بیاورد خیلی قشنگ و مرتب عین آن فیلمی كه درست كردند یكی شیخ شده بود از دیوار بالا میرفت، چه بود مارمولك خوب این بابایی كه این كار را میكرد اصلا طلبه نبود و هیچی بلد نبود میخواست ادای یك اهل علم و اینها را در بیاورد.
