
جلسه ۶۶۹
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 20/10/1430
جلسه ۶۶۹
16تغییری در فكر شما پیدا شد یا نشد؟ به واسطة چی این تغییر پیدا شد؟ تجرد نفس كه پیدا كردید، نفس شما یك خورده تجرد پیدا كرد آن تجرد نفس شما را به این رساند درست شد، قبل از اینكه شما به این تجرد نفس برسید، در آن وجود اول و تعین ثانی بودید یا نبودید؟ حالا كه به اینجا رسیدید آن فنا را از دست دادید یا هنوز هست؟ همین را شما بگیرید ببرید جلو یواش، یواش، بروید یك حركتی انجام میدهید یك فكر بالاتر باز آن فناء هست، باز آن حقیقت خارجی هست، باز آن تغییر هست، دوباره باز یك پرده دیگر میروید جلو تجرد بیشتر میشود، تجرد بیشتر یعنی فعلیت این فعلیتی كه الان دارید آن فعلتی را قبلا نداشتید، الان این فعلیت را با خواندن اینها دارید، به واسطة ممارست با اینها به این فعلیت رسیدید، در عین اینكه تحقق خارجی خودتان را از دست ندادید تغییر پیدا كردید تغییر پیدا كرده یعنی یك خلق جدیدی خلقٌ جدیدٌ در عین اینكه كسی كه از شما قبل از این كه اینها را بخوانید فرض كنید كه هزار تومان طلب داشت اگر الان بیاید یقه شما را بگیرد میگویید آقا من آن موقع برای خودم وجود دیگری قائل بودم، الان فلسفه خواندم وجودم عوض شده، الان این حقیقت من با آن حقیقت فرق میكند، حالا تو برو طلبت را از همانی بگیر میگوید: مرتیكه من نه وجود ثانی میفهمم نه وجود اول، هزار تومان طلب داشتم بده و الا خفه ات میكنم.
تلمیذ:
استاد: برو از همسایه بگیر، همسایه با آن چماق و دیلمش بلند میشود میآید یك وجودی به شما حالی میكند یا میفرستد شما را یكجایی كه حالیتان كنند، میفرستد جایی بهتر كه بهتر میتوانند وجود اول، وجود ثانی تا تعین هزار هم حالیتان میكنند خیال كردید درست شد.
چرا؟ چون نه او اختلاف میبیند، نه شما در این تغییر و تحقق اختلافی میبینید، عین ثابت خود را در هر دو مرحله یكی میبیند، آن عین ثابت هی فعلیت پیدا میكند بعد از فعلیت، این فعلیت یك اقتضائات و مشاعر و افكاری برای شما داشت، این فعلیت یك اقتضا و مشاعر دارد و هلم جرا میروی تا جایی كه در دیگر در آنجا شعور، شعور واحد میشود كه همان فنای عین ثابت است.
