اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 20/10/1430

جلسه ۶۶۹

14
  •  استاد: اینكه احكام دارد حالا آن خیلی نیازی به مؤونه ندارد، الان این اشیائی كه الان فانی هستند در عین وجود استقلالی این فنا را چطور تصور می‌كنید؟

  •  تلمیذ:

  •  استاد: نه دیگر احسنت، منظورم از وجود استقلالی نه وجود جدای از تكوین است، همین وجود تكوینی خارجی، این وجود تكوینی خارجی كه الان هست آیا این یك حقیقت قابل لمس و حقیقت لاینكر هست یا نیست؟ درعین حال شما نسبت به اینها می‌آیید و به اینها حكم به فنا می‌كنید این فنا با این وجود خارجی چطور می‌سازد؟ حالا ما كاری به آثار نداریم با آن شخصی كه فانی است باید آثاری را داشته باشد خوب آن مسائل دیگر است تبعات قضیه است، ما بحث واقعی و فلسفی را در پیش گرفتیم از نقطة نظر فلسفی جلو می‌آییم تا بعد به تجلی آثار و صفات در آن تعین هم برسیم این وجودی كه الان وجود خارجی هست، خودتان را شما در نظر بگیرید وجود خودتان را كه نمی‌توانید انكار بكنید این وجود خودتان كه یك وجود خارجی واقعی تكوینی است در عین اینكه حكم كردید با این مطالب بر فنای خودتان در همین لحظه كه این ساعتی كه مقابل ما است هی نشان می‌دهد وقت درس اول تمام شد و یك ربع هم از او گذشته و وقت دومی هم دارد می‌رود این آقایی هم اینجا نشستند هی اشاره می‌كنند به اینكه بس است دیگر ما خسته شدیم دیگر فلان، این وجودی كه الان در همین لحظه دارید شما ملاحظه می‌كنید، در همین لحظه احساس فناء عقلًا نه احساس فنا نفساً احساس فنا عقلا دارید یا نه؟

  •  تلمیذ:

  •  استاد: احسنت خوب این احساس فنائی كه الان شما دارید و این احساس فنا عقلی است درست، این احساس فنا در عین وجود خارجی واقعی است، پس ما بین این دو قضیه با هم جمع كردیم وجود خارجی واقعی و احساس فناء عقلی در سیر و سلوك و تهذیب نفس و صعود به مدارج كمال چه تغییری حاصل می‌شود؟ كه این احساس فناء عقلی تبدیل به احساس شهودی می‌شود آن تغییر چیست؟ صحبت ما این است، الان ما در مقام جهل هستیم تمام اینها مطالب كتابی و اوراقی و این حرفهاست ولی می‌دانیم هستی چیست؟ اگر نمی‌دانستیم كه اینجا نبودیم، بلند می‌شدیم می‌رفتیم مثل بقیه حال می‌كردیم می‌دانیم یك چیزی هست درست، یعنی یك احساسی ما در این جا داریم ـ حالا عجیب است بعضی اینها را می‌خوانند نمی‌دانند آنها چه وضعی دارند حالا خدا به داد همة ما برسد ـ این وضعی كه ما الان داریم، این تفكری كه الان داریم لا مؤثر فی الوجد الا اللَه، لیس فی الدار غیره دیار، لیس امثال وجود كه بر همة آنها یك مراتبی بار می‌كنیم، تشریح داریم، دنبالش فرض كنید می‌رویم یكخورده فرض كنید به فكر فردای خودمان هستیم، یكخوره تنمان برای فردا می‌لرزد، یكخورده احساسكی داریم، همان یك ذره‌ای داریم از آن چه كه داریم، اینها همه برای چیست؟ برای این است كه برای خودمان استقلال قائل نیستیم.