
جلسه ۶۶۹
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة 20/10/1430
جلسه ۶۶۹
11من خیال میكنم احتمالا مرحوم والد در جلد سوم یا جلد اول اللَه شناسی به این مسئله اشارهای دارند، افرادی كه قائلند بر اینكه تعینات خارجی فقط صرف یك نمودی است بلكه واقعیت ندارد نه مسئله اینطور نیست، واقعیت دارد و حقیقت دارد و ما نمیتوانیم اینها را یك مسائل واهمه حتی تصور كنیم واهمه كه نمیشود فرض كنید كه وهم و خیال بیاید هشت جلد، نه جلد كتاب اسفار این قدری را بنویسد، واهمه و خیال و همه كشك است.
بردارد فرض كنید كه ٤٢ جلد كتاب جواهر بنویسد همهاش كشك است خوب این ٤٢ جلد كتاب جواهری كه نوشته روی فهم نوشته شده، روی استدلال نوشته شده، روی روایت نوشته شده، روی فرض كیند كه هزار تا دلیل و اینها نوشته شده فرض كنید كه همة اینها تخیلات است، نمیشود كه این حرف را زد.
چرا به جای كتاب الصلوی كتاب الطهاره را ننوشته؟ چرا به جای كتاب تجارت نیامده كتاب حج را بنویسد؟ این تبعیض از كجاست؟ این تركیب كلمات از كجاست؟ ایراد استدلالات از كجاست؟ اینها بر اساس یك حقایق تكوینیه خارجی است، آن حقایق تكوینی خارجیه میآید به این صورت بیانش میكند.
پس بنابراین این حقایق خارجیة تكوینیه اینها وجودات حقیقی خارجی در عین حال فانی در آن تعین اول كه عبارت از همان حقیقت الوجود هستند.
خب دیگر جناب آقا سید محمد حسین و جناب علامه چه اشكالی در اینجا پیش میآید كه ما بیاییم و این طور مسئله را مطرح كنیم به این راحتی و بگوییم كه حقیقت فانیه غالب و قاهره بر همة اشیاء این حقیقت فانیه فی كل الاحوال موجوده و مع كل موجود مقترنه؟ چه اشكالی در این جا دارد؟ كه این مسئلة فناء در این جا به همان حقیقت اول خودش باقی است، مراتب تشكیكیة در وجود به همان واقعیت خودش هست، این مراتب تشكیكیة در وجود هیچ منافاتی با مرتبه تشخص ندارد، در عین اینكه تشخص وجود به قوت خودش باقی است و در همان تشخص در وُحدانیت خودش واحد است، در عین حال ظهوراتی كه از او در خارج صورت عینی پیدا میكند آن هم به حقیقت خودش باقی است.
