اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة بحث پیرامون کیفیت فنای ذاتی در عین بقاء عین ثابت. مگر ممکن است عین ثابت مضمحل بشود ولی بدن باقی باشد و ارتباط آن نفس و روح باقی باشد؟ 17/10/1430

نسخه عربی

جلسه ۶۶۸

8
  •  به اعتبار ما یعول كه به آن اعتبار عول گفته می‌شود از باب مجاز یكی از موارد مجاز و دواعی بر مجاز خودش یكی چیست؟ یكی قرینة عول است، یعنی لحاظ عول یعنی بعدا این مسئله انجام می‌شود و از الان حكم فعلی روی آن بار می‌شود مثل اینكه هر كسی كه در دانشگاه قبول شد فورا به او می‌گویند آقای دكتر! بابا هنوز درس نخوانده و هنوز پایش را هم در دانشگاه نگذاشته فوری می‌گویند آقای دكتر سفره می‌اندازند و همه را هم دعوت می‌كنند كه بله آقای دكتر آقای دكتر به بدبخت می‌بندند كه این بیچاره خبر ندارد كه چه خواهد شد. این از الان كه می‌گویند فعلیت ندارد و همه مجاز است یا اینكه طرف رفته بود همین حاشیه كبری منطق و شروع كرد خواندن و گفته بود ما فلاسفه نظرمان در مورد مسئله این است! هنوز صغری و كبری را هم نمی‌دانست صغری را با قاف می‌نویسند یا با غین می‌نویسند! صغری خوردنی است یا نوشتی است صغری نمی‌دانم استفاده‌اش چگونه است، خلاصه می گفت: ما فلاسفه نظرمان به این مسائل.

  •  من در افق وحی قصدم این بود كه مقاله‌ای بنویسیم در رد این مسئله آقای كذا، بعد وقتیكه رد ها نگاه كردم دیدم این ردود منتشر شده دیدم عجب آبرو ریزی است، عجب! طرف آمده قضیة این بنده خدا را ربط داده به مسئلة وحدت وجود، آخر این وحدت وجود قضیه‌اش قضیه ماست و مناره است! این چه ربطی اصلا به همدیگر دارد؟! و گفته بود بله این مسائل همه ناشی از وحدت وجود است و یكی از علمای مشهد درباره ردّ وحدت وجود كتابی نوشتند و من تا كنون نتوانستم برای اشكالات بر وحدت وجود پاسخی بیابم. آخر آدم واقعا چه بگوید، من دیدم این آقا آمده اصلا به عنوان كارشناس در مسائل اعتقادی و مبانی آمده صحبت كرده و بیشتر این مطالب دستاویز شده است. لذا دیدیم فایده‌ای ندارد، مقاله نوشتن دردی را دوا نمی‌كند بایستی كه به این مطالب پرداخت البته آنجا من نوشتم چه ربطی بین ماست و دروازه است.