اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة بحث پیرامون کیفیت فنای ذاتی در عین بقاء عین ثابت. مگر ممکن است عین ثابت مضمحل بشود ولی بدن باقی باشد و ارتباط آن نفس و روح باقی باشد؟ 17/10/1430

نسخه عربی

جلسه ۶۶۸

7
  •  تا به حال هیچ زمانی نبوده كه این طور حركت در نفس به سوی واقعیت و حقیقت باشد. من به نظرم نمی‌آید در طول تاریخ یك همچینی مسئله‌ای با این وضعیت و با این موقعیتی كه مشاهده می‌كنیم تا به حال وجود داشته كه چطور تودة افراد دارند به وجدان خودشان مراجعه می‌كنند و بازگشت به آن فطریات دارد برایشان پیدا می‌شود و زدودن حجابها و نقابها و كدورتها برای آنها دارد انجام می‌شود.

  •  حالا تا كی خدا این طور تقدیر كند كه كاملا همة چهره ها كنار بروند و همة دسته‌ها كنار بروند. شاید در این زمینه از جملة افرادی كه كنار بروند خود ما باشیم، این طور نباشیم كه تصور كنیم نه، ما از این مسئله مبرّا و جدا هستیم و خلاصه برای افراد دیگر و جریانات دیگر یك همچنین پیرایش و آلایشی را تصور كنیم.

  •  آن حقیقت مطلقه و محضه كه بخواهد طلوع و تجلی كند در آن حقیقت محضه دیگر این صنف و آن صنف نمی‌شناسد. این صنف و آن صنف نمی‌شناسد.

  •  پس بنابراین ما نباید منتظر باشیم برای این كه آن خورشید طلوع كند تا ما ببینیم كه چه خبر خواهد شد؟ باید از حالا خودمان را برای طلوع یك همچنین واقعیتی آماده كنیم، ببینیم كه اشكال در كجا است؟ و در خود چه چیزهایی را می‌بینیم كه موجب تقابل با آن واقعیت است، این به درد انسان می‌خورد و برای انسان می‌تواند مفید باشد.

  •  راجع به آن مطلبی كه در مورد بقاء عین ثابت و فناء بحث شد به نظر رسید كه هنوز بعضی از مطالب مانده است. كیفیت صحبتی كه در آن مسأله و سوال و جوابی كه نسبت به این قضیه شد و قرار شد بر اینكه امروز به طور كلی صحبت را در این زمینه قرار بدهیم، من به عنوان یك مروری اجمالی بر مسائل گذشته مسئله را خدمت رفقا عرض می‌كنم، بعد آن وقت رفقا اگر اشكالی در این زمینه دارند سوال بكنند ببینید عرض بنده این بود در وقایع خارجیه و در حقایق خارجیه و تكوینییه در آنجا اعتبار راه ندارد كه ما بگوییم كه بر یك فرد این طور و بر یك فرد آن طوراست، بر یك فرد آن واقعیت خارجیه به این شكل در می‌آید و بر یك فرد به شكل دیگر، الان حجر كه فرض كنید در مقابل ما هست این یك واقعیت خارجیه است كه از یك اشیای خاصی تركیب شده و تبدیل به این هویت خارجی و ماهیت متشخصه شده و این هویت و ماهیتش با شجر متفاوت است و با حیوان متفاوت است و ما نمی‌توانیم بگوئیم بنابر یك اعتبار این حجر است و بنابر یك اعتبار این شجر است. بنابر اعتبار شجر بودن ممكن است كه حالا بگوییم این شجر است، اما فعلیت ندارد و ممكن است بعداً بر اثر تغییر و تحولاتی این تبدیل به شجریت بشود، به كنه ذاته و به حقیقته الجوهریه و به مواده و بذاتیاته در اثر مرور زمان و تغییر و تحولات تبدیل به شجر بشود، اشكال ندارد، ولی صحبت در این هویت فعلیة او است، این هویت فعلیة كه الان در خارج هست لایتغیر و لایتبدل است به شرط اتصاف به همان ماهیته الفعلیی. تا وقتی كه این حجر، حجر است تسمیه به حجریت بر او واجب است، بعدا كه این تغییر و تحول پیدا كرد، حكم دیگری دارد خوب این بحث، بحث دیگری است فعلا این حجر است و اعتبار در این راه ندارد.