
جلسه ۶۶۸
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة بحث پیرامون کیفیت فنای ذاتی در عین بقاء عین ثابت. مگر ممکن است عین ثابت مضمحل بشود ولی بدن باقی باشد و ارتباط آن نفس و روح باقی باشد؟ 17/10/1430
جلسه ۶۶۸
3میبینید همان است، همان مطلب است، همان قضیه است، همان كیفیت است اگر امام حسین علیه السلام به یزید میگفت كه بلند شو بیا و با هم در مسجد كوفه مناظره كنیم، تو بیا مسجد كوفه، نمیخواهی من میآیم مسجد شام ما حرف نداریم برای آمدن ما میآییم مسجد شام امام حسین قبول نمیكرد؟ یزید میگفت بلند شو بیا مناظره كنیم، مردم از هر دو طرف در مسجد بنشینند خوب ما حرف میزنیم مردم بنشینند آخر مناظره هر كدام را خواستند انتخاب كنند، خوب امام حسین علیه السلام قبول نمیكرد؟ قبول میكرد و حتی تا شام هم میرفت برای چه خونریزی شود؟ برای چه این همه مسائل پیدا بشود؟ این فجایع این جنایات برای چه پیدا شود خوب بلند میشد میرفت و مشخص بود كه نتیجه به سود كی خواهد بود؟ حالا اگر امام حسین علیه السلام از یزید تقاضا میكرد كه آقا بیایید ما مطالب را رو در روی هم بگوییم یزید میگفت چی؟ قبول میكرد؟ نه صلاح نیست، مسئله همین است میخواهی یا نمیخواهی اگر حرف بزنی چه میكنیم این است مطلب!
یعنی نظام حریت در اسلام و نظام مكتبی اسلام به این سمت میرود او به آن سمت میرود، یا این به آن سمت میرود آن به این سمت میرود.
جریاناتی كه بعداز فوت پیغمبر صلیاللَهعلیهوآله اتفاق افتاد عین همین وجود دارد، در این واقعا رسول خدا كه فرمود هر چه در بنی اسرائیل اتفاق افتاد در امت من هم اتفاق میافتد «طابق النعل بالنعل و حذو القذة بالقذة» عین همین مسائل در آن موقع جریان داشت، دقیق دقیق دقیق دقیق، واقعا با چه دقتی! بلند شدند رفتند سراغ امیرالمومنین علیه السلام مخالفی باید بلند شوی بیایی، این حرفها را ما نداریم در قبال اجماع و حكم مسلمین باید بیایی و قبول كنی! میگوید: حرف شما را قبول كنم یا رسول خدا صلی اللَه علیه وآله وسلم را؟ رسول خدا دیگر مرد و تمام شد، حرف ما را باید قبول كنی! نمیگوید حرف ما را میگوید: مسلمین، دوباره از مسلمین مایه میگذارد اگر بگوید حرف ما حضرت میفرمایند: شما كی هستید؟ شما كه انگشتهایت را بلد نیستی بشمری، اگر بگوید بیا حرف من را قبول كن میماند در آن، میاندازد گردن مسلمین جامعة مسلمین و اجماع مسلمین، اینهایی كه ما را انتخاب كردند، مردم این را میگویند شما با مسلمین مخالفت میكنی هی گردن آنها میاندازد.
