
جلسه ۶۶۸
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة بحث پیرامون کیفیت فنای ذاتی در عین بقاء عین ثابت. مگر ممکن است عین ثابت مضمحل بشود ولی بدن باقی باشد و ارتباط آن نفس و روح باقی باشد؟ 17/10/1430
جلسه ۶۶۸
15تسمیه عوض شد و به طور كلی تغیییركرد. آیا این هویت همان هویت سال پیش است؟ یا الان هذا ملحٌ و درسال پیش كلب لا یوكل بود صحبت ما این است كه همین نمك دوباره در یك تغییر و تحولاتی یك سیری و یك جریانی را طی كند كه در آن جریان حالا ده سال طول بكشد، بیست سال طول بكشد، سی سال طول بكشد در آن جریان برگردد و یك كلب بشود آیا این همان كلب است یا نه، یك كلب دیگر است، ارتباط ندارد آن یك اسمیداشت این یك اسم دیگر برایش میگذارند. خارجیها برای سگهایشان اسم میگذارند هر كدام یك سگ دارند كه برایشان اسم میگذارند، الان دیگر آن اسم را نمیگذارد یك اسم جدید میگذارد، یك سگ جدید متولد شده مثل بقیه متولدها و اشیاء دیگر.
صحبت و اشكال علامه این است كه این زید وقتی كه به مقام فنا میرسد بنابر معتقدین به محو و از بین رفتن و عدم، محو یعنی عدم، چون محو با وجود كه معنا ندارد، یك شیئ در عین حال كه محو و فانی بشود در عین حال هست؟! بین نیست و هست تقابل است، بین وجود و بین عدم، تقابل است. بین فناء و عدم فنا تقابل است.
صحبت ایشان این بود كه در یك همچنین شرطی آن زید وقتی كه به مقام فناء میرسد بنا بر نظر معتقدین به فناء ذاتی و محو عین ثابت و فناء عین ثابت و عدم الوجودِ عین ثابت، صحبت در این است كه حالا این بقائی كه فعلا پیدا میكند، نسبت به این قیافهای كه الان در اینجا نشسته، مرحوم علامه میگوید ما نسبت به این هیچ حرفی نمی زنیم، اصلا ما به این قیافه میگوییم جسم الانسان این جسم الانسان است، اما نه اینكه خود انسان و عارف خود آن در یك عالم دیگری است، در یك افق دیگری است و بدن و جسمیت این شخص كه الان در اینجا نشسته ما به این كاری نداریم ما به او كار داریم.
