اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل حقیقت فناء و بقاء عین ثابت

بررسی تطبیقی دیدگاه‌های عرفانی و فلسفی در سیر و سلوک

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبحث پیچیده «فناء و بقاء عین ثابت» می‌پردازند. بحث با نقد رویکردهای سطحی و قشری در مواجهه با حقایق عرفانی آغاز شده و با عبور از تمثیل‌های روشن، به تحلیل جایگاه «تغییر جوهری» در سیر و سلوک می‌رسد. استاد با تفکیک میان عالم اعتبارات و عالم حقایق تکوینی، توضیح می‌دهند که چگونه سالک در عین باقی ماندنِ هویت شخصی، به مقام فناء دست می‌یابد. در ادامه، با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس و استدلال‌های عقلی، نسبت میان «تعین اول» و «تعین ثانی» در وجود تبیین می‌شود تا مشخص گردد که چگونه حقیقت واحد در مظاهر مختلف تجلی می‌یابد. این جلسه در نهایت با اشاره به مباحثات علمی میان علامه طباطبایی و مرحوم علامه طهرانی، به این نتیجه می‌رسد که تغییر در مقام کشف، ناشی از تحول در ذات و جوهر سالک است، نه صرفاً عروضِ عوارض ظاهری.

تحلیل حقیقت فناء و بقاء عین ثابت

2
  • خیلى جالب و شیرین است؛ براى افرادى که نسبت به مسائل دیگر و مشابهات حوادث اطلاع داشته باشند کاملاً برایشان ملموس و شیرین و قابل هضم است و خیلى عجیب و جالب است که چطور در مسائل و اینها این‌طور بودند!

  • شما نگاه کنید از اولِ شروع این خلاف‌هایى که بعد از فوت مرحوم پدر ما [اتفاق افتاد] ما درصدد شفاف‌سازی مسائل بودیم و مى‌گفتیم: باید مسائل روشن باشد، پدر ما قایم‌باشک با کسى نداشت، باید هرچه که اتفاق مى‌افتد روشن باشد، آنچه که بر آن محوریت، مسائل قرار مى‌گیرد باید که کاملاً واضح باشد که گفتند: نه، نباید بگویید! هر چیزى را نباید گفت! نمى‌شود همه چیز را گفت! من صحبت مى‌کردم، مى‌گفتند: نه ایشان شخص فتنه‌گری است. خب چه چیزی را دارم فتنه مى‌کنم؟! آنچه که دارم فتنه مى‌کنم آن چیست؟! مى‌گفتند: نه، ایشان یک آدمی است که با بزرگان و اولیاء مخالف است، چرا من مخالفم؟! آن جهت مخالفت چیست؟! به آنجا که مى‌رسیدند یک‌جوری از قضیه فرار مى‌شد و نسبت به آن توجه نمى‌شد. من مى‌گفتم که در آن مواردى که ما مخالفیم و دیگران مخالف هستند آیا راه حلى دارد یا ندارد؟! ممکن است بعضى چیزها هم در دنیا باشند اصلاً راه حلى هم نداشته باشند، آیا این از آنها است؟! یک پدیده‌اى بعد از این شخص بزرگ به‌وجود آمده و آن پدیدۀ لا ینحلّى است و باید هم با آن مقابله و مبارزه و طرد کرد و این پدیده را باید ازبین برد و هیچ راه حل و پاسخى هم براى او نیست.

  • چقدر من مدعى شدم بر اینکه یک مجلسى در حضور همه باشد که به‌دور از هوا و کینه باشد و هر کسی هم مى‌خواهد در آن مجلس باشد، به‌دور از هیچ حد و حصری بیایند مطالب و مسائل را روشن کنیم، از روشن شدن مسائل و مطالب در این دنیا چه کسى ضرر کرده [است]؟! گفتند: نه، صلاح نیست! ما این صلاح نیست را نفهمیدیم چه مقوله‌اى است! نه، همین است و کسى نباید حرف بزند و کسى نباید سلام و علیک بکند و کسى نباید که این اطراف باشد همین! و خلاصه، اینها مخالف‌اند بر علیه چیز‌ند و... خیلى عجیب است! عین همان مطالب و مسائل را داریم مى‌بینیم، آدم باید با افراد صحبت و بحث کند؛ بحثِ آزاد بگذارد، بحث را بی‌طرف بگذارد و همه هم ببینند، اگر ریگى به کفش کسى نباشد، همه هم ببینند و تماشا بکنند خب دیگر وضع را مى‌بینید، می‌بینید که طرف محکوم شد دیگر، خب این را با چشمشان مى‌بینند حرف‌ها را هم مى‌شنوند ولى نه، کسى نباید صحبت کند مسئله همین است! کسى حرف نزند اگر حرف بزنى فلان!