
تحلیل حقیقت فناء و بقاء عین ثابت
بررسی تطبیقی دیدگاههای عرفانی و فلسفی در سیر و سلوک
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبحث پیچیده «فناء و بقاء عین ثابت» میپردازند. بحث با نقد رویکردهای سطحی و قشری در مواجهه با حقایق عرفانی آغاز شده و با عبور از تمثیلهای روشن، به تحلیل جایگاه «تغییر جوهری» در سیر و سلوک میرسد. استاد با تفکیک میان عالم اعتبارات و عالم حقایق تکوینی، توضیح میدهند که چگونه سالک در عین باقی ماندنِ هویت شخصی، به مقام فناء دست مییابد. در ادامه، با بهرهگیری از مثالهای ملموس و استدلالهای عقلی، نسبت میان «تعین اول» و «تعین ثانی» در وجود تبیین میشود تا مشخص گردد که چگونه حقیقت واحد در مظاهر مختلف تجلی مییابد. این جلسه در نهایت با اشاره به مباحثات علمی میان علامه طباطبایی و مرحوم علامه طهرانی، به این نتیجه میرسد که تغییر در مقام کشف، ناشی از تحول در ذات و جوهر سالک است، نه صرفاً عروضِ عوارض ظاهری.
تحلیل حقیقت فناء و بقاء عین ثابت
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبحث پیچیده «فناء و بقاء عین ثابت» میپردازند. بحث با نقد رویکردهای سطحی و قشری در مواجهه با حقایق عرفانی آغاز شده و با عبور از تمثیلهای روشن، به تحلیل جایگاه «تغییر جوهری» در سیر و سلوک میرسد. استاد با تفکیک میان عالم اعتبارات و عالم حقایق تکوینی، توضیح میدهند که چگونه سالک در عین باقی ماندنِ هویت شخصی، به مقام فناء دست مییابد. در ادامه، با بهرهگیری از مثالهای ملموس و استدلالهای عقلی، نسبت میان «تعین اول» و «تعین ثانی» در وجود تبیین میشود تا مشخص گردد که چگونه حقیقت واحد در مظاهر مختلف تجلی مییابد. این جلسه در نهایت با اشاره به مباحثات علمی میان علامه طباطبایی و مرحوم علامه طهرانی، به این نتیجه میرسد که تغییر در مقام کشف، ناشی از تحول در ذات و جوهر سالک است، نه صرفاً عروضِ عوارض ظاهری.
تحلیل حقیقت فناء و بقاء عین ثابت
8به اعتبار ما یَئول که به آن اعتبار أوْل گفته مىشود از باب مجاز، یکى از موارد مجاز و دواعى بر مجاز خودش یکى قرینۀ أوْل است، لحاظ أوْل یعنى بعداً این مسئله انجام مىشود و از الآن حکم فعلى روى آن بار مىشود مثل اینکه هر کسى که در دانشگاه قبول شد فوراً به او آقاى دکتر مىگویند! بابا هنوز درس نخوانده و پایش را هم در دانشگاه نگذاشته فورى آقاى دکتر مىگویند! سفره مىاندازند و همه را هم دعوت مىکنند که بله، آقاى دکتر آقاى دکتر را به بدبخت مىبندند که او بیچاره خبر ندارد که چه خواهد شد! از الآن که مىگویند، فعلیت ندارد و همه مجاز است یااینکه طرف همین حاشیۀ کبرى منطق را شروع به خواندن کرد و گفته بود ما فلاسفه نظرمان در مورد مسئله این است! هنوز صغرىٰ و کبرىٰ را هم نمىدانست که صغرىٰ را با قاف مىنویسند یا با غین مىنویسند! صغرىٰ خوردنى است یا نوشتى است، استفادهاش چگونه است! خلاصه مىگفت: ما فلاسفه نظرمان در این مسائل ...!
من قصدم این بود که در افق وحى در رد این مسئلۀ آقاى کذا مقالهاى بنویسم، بعد وقتی که ردها را نگاه کردم دیدم این ردود منتشر شده است و دیدم عجب آبروریزیای است، عجب! طرف آمده قضیۀ این بندۀ خدا را به مسئلۀ وحدت وجود ربط داد، آخر قضیۀ این وحدت وجود، قضیۀ ماست و دروازه است!1 این اصلاً چه ربطى به همدیگر دارد؟! گفته بود که بله، این مسائل همه ناشى از وحدت وجود است و یکى از علماى مشهد درباره ردّ وحدت وجود کتابى نوشتند و من تاکنون نتوانستم براى اشکالات بر وحدت وجود پاسخى بیابم! آدم واقعاً چه بگوید؟! من دیدم اصلاً این آقا بهعنوان کارشناس در مسائل اعتقادى و مبانى آمده صحبت کرده و بیشتر این مطالب دستاویز شده است. لذا دیدیم فایدهاى ندارد و مقاله نوشتن دردى را دوا نمىکند باید که به این مطالب پرداخت البته آنجا من نوشتم چه ربطى بین ماست و دروازه، و وحدت وجود هست!
- . ضرب المثل «ماست و دروازه را یکی کردن» در مواردی به کار میرود که شخصی دو مطلب متضاد را که هیچ ارتباطی به هم ندارند را در کلام به هم ربط میدهد. (محقق)
