
معیار شناخت اولیاء الهی و تفاوت آن با تظاهر
تمایز میان ملکات نفسانی و رفتارهای ظاهری در سلوک
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با بهرهگیری از مباحث دقیق فلسفی در باب جنس و فصل، به تبیین حقیقتِ جوهریِ انسان و تفاوت آن با اعراض و ظواهر میپردازد. ایشان با نقدِ اکتفا به رفتارهای ظاهری همچون نماز، روزه یا تواضعهای نمایشی، تأکید میکنند که این امور بهتنهایی نشاندهنده حقیقتِ باطنی فرد نیستند و ممکن است صرفاً رفتارهایی کنترلشده و ابزاری باشند. محور اصلی بحث، ضرورتِ شناختِ «ملکه» در مقابل «حال» است؛ بدین معنا که صفاتِ اولیاء خدا، آثارِ لوازمِ ذاتِ آنهاست و در فراز و نشیبهای زندگی و مواجهه با منافع شخصی، بهطور ثابت و فارغ از جهتگیریهای نفسانی بروز میکند. در نهایت، ایشان با هشدار نسبت به استفاده ابزاری از دین و انتسابِ منافع شخصی به مقدسات، راهکارِ رسیدن به حقیقت را در عبور از نفس و رسیدن به ثباتِ درونی در مسیرِ حقطلبی معرفی میکنند.
معیار شناخت اولیاء الهی و تفاوت آن با تظاهر
7تجلى غیرت خدا در اولیاء
یك بنده خدایى بود سالها پیش نمایندۀ تهران بود وقتى كه براى مجلس انتخاب شده بود، بنده خودم شنیدم داخل ماشین بودیم، رانندۀ تاكسى رادیو را كه روشن كرد با ایشان مصاحبه میكردند نفر اول شده بود و ایشان با یك شعف خارج از معمول مىگفت كه در این انتخابات قلب رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم شاد شد! قلب رسول الله شاد شد كه اینها شما را نفر اول انتخاب كردند! و همین ایشان وقتی كه در چهار سال بعد نفر اول نشد، دیگر لابد كمر رسول الله شكست! درحالىكه مردم همان بودند حالا دلشان خواست چهار سال پیش به تو رأی بدهند! نه آن رأى چهار سال پیششان رأى بود نه این رأى الآنشان رأى است! اگر راستش را از من مىخواهید قضیه این است! خودتان هم كه دیدید كه نه آن رأى، رأى است نه این رأی. همهاش روی هواست پس ما نیاییم از رسول الله مایه بگذاریم، اینقدر اقلاً وجدان داشته باشیم كه از خودمان همیشه مایه بگذاریم. چرا اینقدر انسان باید بىانصاف باشد كه در وقتى که مورد توجه است آن را بخواهد به حساب مسائل بالاتر و این حرفها بگذارد؟!
تو را به خدا بیاییم بعد از 1400 سال اینقدر خودمان را به پیغمبر و امام نچسبانیم. اگر وجدان و انصاف داشته باشیم و یك جو دین داشته باشیم بیاییم [خودمان را به آنها] نچسبانیم و بگوییم که ما همین هستیم. پیغمبر و آن سیزده بچهاش را كنار بگذاریم و در یك حصنی قرار بدهیم و خودمان را به آنجا نزدیك نكنیم بلکه بگوییم که إنشاءالله خدا ما را از شیعیان آنها قرار بدهد و به آنها نزدیك كند نگوییم که مثل آنها هستیم و مدام به حساب آنها خرج نكنیم! به خدا این كارها چوب دارد و خدا پدر آدم را درمىآورد!
تفسیر روایت «قلب المؤمن عرشُ الرحمن»
