
جلسه ۶۶۷
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکتهها و گفتههای استاد: 16/10/1430
جلسه ۶۶۷
9بنده خودم بودم در حضور مرحوم اقا كه یك نفری داشت اظهار تأسف و تأثر میكرد در آن زمان مرحوم آقا از اینكه بله آنچه را كه ما انجام دادیم همهاش بر باد رفت و مرحوم آقا در جوابش فرمودند: پس دیگر آقای فلان اسم بردند آقای فلان اعتراض به ما ندارند كه چرا آقای سید محمدحسین در این گونه مسائل دخالتی ندارد، بله این قضیه بنده یادم است، چی شد ایشان در كنار من نشسته بود رنگش سیاه شد، خوب اینها همانهایی بودند كه در همان زمانها میگفتند این هنر نیست كه انسان مثل ترسوها بنشیند كنار و همین طور نگاه كند باید انسان بیاید و اینها همانها بودند، همان افراد بودند.
علی كل حال آن چه جوان در آیینه بیند پیر در خشت خام میبیند منتهی ما میآییم شلنگ میاندازیم و لگد میاندازیم این طرف و آن طرف آن بزرگان میآیند بنداز حالا بندازید به هم میرسیم فعلا شلنگ تختههایت را بیانداز فعلا این طرف و آن طرف هر چه میخواهی بگو و فعلا مسئله و تهمتت را بزن یك روزی هم میآید خلاصه لبخند ما را بر لبانمان میبینی و آن موقعی است كه تو سرت میزنی و ما دیدیم كه تو سرشان زدند علی كل حال.
این خاصیت اولیای خدا این خاصیت، خاصیت ذاتی است یعنی ولی خدا اینكه بزرگان میفرمودند: كار باید به دست كسی باشد كه از نفس ـ این مقالهای كه برای قانون اساسی نوشتند در آنجا ببینید در هر كلمه كلمهاش بروید فكر كنید ببینید چه گفتهاند و امروزه مییابید آن مسائل منتویهای كه در آن مطالب، در آن عبارات ایشان آن موقع گفتند امروز میفهمید كه ایشان چه گفته بودند و چه مشهود و منظوری داشتند ـ كه انسان باید از نفس گذشته باشد تا بتواند كاری در دست بگیرد این بزرگان صلاح ما را میخواستند به خدا صلاح مملكت را میخواستند، با كسی پدر كشتگی نداشتند این حرفها را میزدند، آمدیم این ور كردیم آن ور كردیم مسخرهشان میكردیم آنها را متهم كردیم به كنار گرفتن و گوشه نشینی كردن تا اینكه مطالب راه و صورت دیگری پیدا كرد كه گوشهای از آن برای افراد كم كم دارد فاش میشود.
