اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکته‌ها و گفته‌های استاد: 16/10/1430

نسخه عربی

جلسه ۶۶۷

3
  •  در هر مرحله‌ای این ماده به صورتی تحقق خارجی پیدا می‌كند و تا صورت نباشد ماده تحقق خارجی ندارد و شما نمی‌توانید به ماده اشاره داشته باشید، اشاره و تعین و تشخص ماده در صورتی است كه صورت داشته باشد، منظور صورت به معنای عرض و اینها نیست بلكه صورت به معنای آن هویتی كه شما می‌توانید آن هویت را اسم بگذارید، تسمیه كنید، حالا كاری به رنگ وشكل و اینهایش نداریم به طول و عرض و پهنا و اینهایش كاری ندارید، به همان هویتی كه می‌توانید روی آن اسم بگذارید و او را از بقیه جدا كنید البته هر هویتی خارجی دارای یك اعراضی هم خواهد بود و این لامحال است ولكن این تسمیه به لحاظ عرض نیست، بلكه به لحاظ نفس آن ماهیتی است كه اولا و بالذات خود همان ماهیت از سایر ماهیات جدا است، اول انسان روی او تمركز می‌كند و بعد آن وقت می‌رود سراغ اینكه این هویت خارجی چه رنگی دارد؟ چه شكلی دارد؟ چه طول و عرضی دارد؟ آن دیگر در مرحله بعد اینها ملاحظه می‌شود.

  •  خوب این هویت خارجی است كه دارای همچنین خصوصیتی است و وضعی است، این هویت خارجیه در مقام تصوّر از اعراض باید مجرّد بشود و مجرد بشود از آن چیزی كه در اطراف اوست و او را از سایر افراد می‌تواند متمایز كند كه شما بتوانید آن مابه الاشتراك را در اینجا اعمال كنید و برایش اسم بگذارید.

  •  این ماده‌ای كه در اینجا ضمیمة برای تسمیه اسم مشترك است به این ماده جنس گفته می‌شود، یعنی ماده‌ای كه می‌تواند مشترك باشد بین همة افراد و آن ماده قابلیت برای صورت پذیری دارد، آن ماده عبارت از جنس است.

  •  اگر یادمان باشد در منطق در تعریف جوهر جوهر را به عنوان یك حقیقت خارجی مبهم تعریف كردند كه می‌تواند موضوع قرار بگیرد برای عروض سایر مقولات و اعراض می‌تواند بر این جوهر عارض بشود، این جوهر به عنوان یك واقعیت و حقیقت مبهم در این جا خواهد بود.