
جلسه ۶۶۷
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکتهها و گفتههای استاد: 16/10/1430
جلسه ۶۶۷
11حالا این سیب این خصوصیات را دارد و این خصوصیات زاییدة صورت فصلیه او است، این صورت فصلیه است كه آمده به ماده خصوصیت داده، همین ماده اگر تغییر پیدا كند و تحول پیدا كند تبدیل به یك صورت فصلیة غیر از این خواهد شد كه در آن صورت نعوذ باللَه نعوذ باللَه نعوذباللَه درست ١٨٠ درجه اصلا خدا در ذهن نمیآید، اصلا حتی برای یك لحظه، یك صورت قضیه وقتی كه به انسان گفته بشود قبل از این كه بگویند: طرفین مسئله كیند اول نگاه میكند كه آیا این صورت مسئله به نفع او هست یا نیست اول میرود روی این قضیه كار میكند، فكر میشود فكر مادی، فكر میشود فكر شخصی، فكر میشود ها نیاورد خدا برای انسان آن را، خدا برای انسان نیاورد این روزگاری را كه فكر اصلا زاییده و اثر لازم ذاتی خود نفس خواهد شد، نفس است كه فكر را میزاید نفس است كه جهت گیری را میزاید تا میگویند در یك قضیه دخالت كن، فوراً میرود یك جوری قضیه را دخالت كنم كه به نفع خودم تمام شود، از اول میرود روی آن، وقتی روی آن رفت، مهرهها را بلد است چه جوری بچیند این و این و این را انتخاب میكند چهار تا، سه تا و سه تا را انتخاب میكند كه بعد یكدفعه مسائل جوری باشد كه به نفع تمام شود كی این كارها را انجام میدهد؟ نفس آمد چی شده؟ تحول پیدا كرده به یك صورت فعلیة شقاوت و كدورت و ظلمت، او دیگر نمیتواند در انتخاب مهرهها سراغ امام زمان برود و از امام زمان كمك بگیرد، راهش دیگر بسته است او نمیتواند در انتخاب این مسئله اصلا به طور كلی بخواهد یك فردی را انتخاب كند كه بخواهد بی طرف باشد نمیتواند چرا؟ چون فرد بی طرف میآید نقطة مقابل او قرار میگیرد جلوی او قرار میگیرد و این از اول راه را مشخص كرده و بار و بندیل را بسته حالا آمده گفته هر كی هر حرفی دارد بیاید بزند اول بار و بسته بار و بنه را بسته بعد میگوید خیلی خوب آقا شما چه میگویید؟ شما نظرت چیست؟ شما چه میخواهید؟ روی این اساس آمده كه خدا برای انسان نیاورد.
