
جلسه ۶۶۷
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکتهها و گفتههای استاد: 16/10/1430
جلسه ۶۶۷
10این ولی خدا كه ما یك همچنین حالی را از او میبینیم این دست خودش نیست، ولی خدا این طور نیست كه اول فكر كند به اینكه این بچة من است در این قضیه آن هم بچة اوست حالا اگر این طور باشد این ضرر میكند، اگر آن طور باشد چه میكند بنشیند فكر كند و بعد تازه بیاید بگوید كه نه من بر اساس عدل حركت میكنم ولو بچة من هم باشد باشد و این عیب ندارد خدا خیرش بدهد كسی كه این كار را میكند ولی این آمده دو ساعت با خودش ور رفته، دو ساعت آمده زیرو رو كرده بالاخره نفس خودش را قانع كرده كه بر این وضعیت و به این كیفیت باشد نه آن شخصی كه از نفس گذشته اصلا یك همچینن تصوری در او نمیآید، نه اینكه بیاید و رفع كند حتی بیاید و یك ساعت با او ور برود تا رفع كند اصلا نمیآید یك همچنین جیزی اصلا نمی آید وقتی یك قضیه به او ارائه بشود چه از اول گفته بشود كه طرف این قضیه چه شخصی است یا از اول نگفته نشد كه طرفین این قضیه كیند، وقتی یك صورت قضیه به صورت كلی به او ارائه میشود از اول این عقربه نشان میدهد كه به كدام سمت باید حركت بكند بعد به او میآیند یك طرف از این قضیه بچة تو است خوب به جهنم، به او میگویند یك طرف از این قضیه رفیق تو است خوب به جهنم، یك طرف از این قضیه هم مباحثی تو است شریك تو است هر چی میخواهد باشد به جهنم، این را كی میگوید؟ اول تصمیم گیریش را كرده اول آن نفسش آن جهت گیری را مشخص كرده آن بعد حالا مصادیقش بعد میآید معلوم میشود این زن تو است این قضیه است، مادرت است، پدرت است، بچهات است هم بحثی تو است، نمیدانم هم حزبی است، هم، هم، هم، چی چی تت تت، همین چیزهایی كه هست اینها را همه بعد میگوید یكی یكی به جهنم، یك به جهنم بنویس همه را تا تهران هر كه میخواهد باشد باشد من در این قضیه حكمم و نظرم این است و تمام شد نمیآید اصلا این فرد فردی است كه قابل اعتماد است، افراد دیگر قابل اعتماد نیستند در معرض اغواء شیطان قرار دارند، گرچه سعی میكنند كه خود را نزدیك كنند گرچه سعی میكنند قیام به قسط كنند، سعی میكنند ولی دیگر قیام به قسط در آنها ذاتی نشده است، دیگر تغییر نمیكند خوب میشود سیب، سیب باشد ولی در عین حال خواص چدن را داشته باشد نمیشود بابا اگر سیب سیب است خواص سیب را دارد ویتامین دارد نمیدانم شكر و گلوگز و این حرفها دارد، املاح دیگر دارد رنگش این طور است خصوصیات دیگر دارد، این خصوصیات را دارد معده میتواند این سیب را هضم كند شما چدن بخورید شكمت پاره میشود تا بیمارستان نرسیده تلف شدی، فرض كنید در حلق آدم چدن فرو كنند، آن برود در آن شكم بدبخت چه میشود خب این جور در نمیآید، خدا قرار نداده این طورچیزی را كه خدا قرار نداده نباید انجام داد درست آنی كه باید معده هضم كند جانم چدن نیست، آن سیب است و پرتقال است و چیزهای خوب است نه چنین چیزی است اینها به درد ساختمان میخورد، به درد نمیدانم خیابان میخورد به درد چیزهای دیگر میخورد.
