
فلسفه فناء و بقای اعیان ثابته
تحلیل جایگاه صورت نوعیه در سیر تکاملی انسان
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی پیرامون حقیقت «فناء» و «بقای اعیان ثابته» میپردازند. بحث با بررسی مفهوم ماده و صورت در فلسفه آغاز شده و به این پرسش کلیدی پاسخ میدهد که آیا در مقام فناء، صورت نوعیه و هویت شخصی انسان از بین میرود یا خیر. استاد با نقد دیدگاههای موجود در تبیین فناء، بر این نکته تأکید دارند که فناء به معنای نابودی عین ثابت نیست، بلکه به معنای تغییر در نوع ادراک سالک است. در این مسیر، با بهرهگیری از مثالهای ملموس و تحلیلهای عقلی، تفاوت میان ادراک استقلالی و ادراک کلی در مقام فناء تبیین میشود. در نهایت، این نتیجه حاصل میگردد که حقیقت وجودی انسان با حفظ تعیّن خود، در ذات پروردگار فانى است و این فناء، منافاتی با بقای هویت و حقیقتِ خارجی او ندارد.
فلسفه فناء و بقای اعیان ثابته
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی پیرامون حقیقت «فناء» و «بقای اعیان ثابته» میپردازند. بحث با بررسی مفهوم ماده و صورت در فلسفه آغاز شده و به این پرسش کلیدی پاسخ میدهد که آیا در مقام فناء، صورت نوعیه و هویت شخصی انسان از بین میرود یا خیر. استاد با نقد دیدگاههای موجود در تبیین فناء، بر این نکته تأکید دارند که فناء به معنای نابودی عین ثابت نیست، بلکه به معنای تغییر در نوع ادراک سالک است. در این مسیر، با بهرهگیری از مثالهای ملموس و تحلیلهای عقلی، تفاوت میان ادراک استقلالی و ادراک کلی در مقام فناء تبیین میشود. در نهایت، این نتیجه حاصل میگردد که حقیقت وجودی انسان با حفظ تعیّن خود، در ذات پروردگار فانى است و این فناء، منافاتی با بقای هویت و حقیقتِ خارجی او ندارد.
فلسفه فناء و بقای اعیان ثابته
10اختلاف نظر مرحوم علامه طباطبائی و مرحوم علامه طهرانی در بقاء عین ثابت در فناء
تلمیذ: مرحوم علامه که مطلبشان ناظر به این صورت ظاهری و خارجی نیست؟
استاد: [فرمایش] مرحوم علامۀ طباطبائی [ناظر] به خود عین ثابت است. صحبت ما در عین ثابت است که آیا آن عین ثابت صورت همان زید خارجى هست یا نه؟ البته منظور بنده از خارج نه منظور جنبۀ مادى است بلکه همان جنبۀ حقیقت مقیده است! آن حقیقت مقیده باز صورت دارد.
تلمیذ: پس در حقیقت ما میتوانیم بگوییم که ایشان در تفسیر فناء مشکل داشتند و فناء را به معنای نیستی گرفتهاند.
استاد: بله من هم مىخواستم همین را عرض کنم. البته این مسئله را گفته بودم ولى حالا در اینجا چون به مناسبت، این هم از مواردى است که جایش در اینجاست و مىبایست مطرح شود عرض کردم. بله، خیال مىکنم در همان حاشیهاى هم که زدم این مسئلۀ کیفیت فناء و اینها را بیان کردم. در این کتابهاى اخیرى که قرار شد از مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ چاپ شود، یک مسائلى در بعضى از مسائل فقهى و حکایات نوشتم؛ حکایاتى اضافه کردم که از ایشان شنیده بودم و خیلى حکایات تأثیرگذارى هست یعنى حکایاتى است که شاید ایشان براى کسى نگفته باشند و همینطور در بعضى از مطالب فلسفى در آن قسمت نوشتهجات خطى، ایشان خودشان اشاره به همین مباحثات کردهاند و در آنجا آمده است و من هم در آنجا این مطلب را گفتهام ـ إنشاءالله اگر چاپ شود ـ و تعلیقهای زدهام. این مسئله در آنجا مطرح است.1 یعنى ببینید صحبتى که در مقام فناء مىشود، در آنجا من به این کیفیت جسارت کردم که نه ایشان و نه مرحوم علامه هیچکدام [درست بحث نکردهاند.] مرحوم علامه مسئلۀ فناء را آنطورىکه بایدوشاید [مطرح نکردند] و به نظر مىرسد آن تصویر واقعى را از فناء نداشته باشند و مرحوم والد ـ رضوان الله تعالی علیهما ـ راهى را که براى رسیدن به این است، راه فلسفى انتخاب نکردهاند.
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به مطلع انوار، ج 5، ص 58، تعلیقه 3.
