
جلسه ۶۶۶
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکتهها و گفتههای استاد: 15/10/1430
جلسه ۶۶۶
8خوب اگر انسان این مسائل را بداند و نگوید خوب این خیانت نیست؟
من در همین مقدمهای كه برای این مجموعه نوشتم و یادم است خیلی مختصری هم است، خیلی موجز است در آن جا به این مطلب اشاره كردم خصوصیاتی كه كتاب دست نوشت و خطی و جنگ ممكن است داشته باشد در این جا مرحوم آقا كه بعضی از مطالبی را به نحو ابهام ذكر كردند كه مرجعش را نقل نكردند و به نحو مبهم مسائلی بیان شد در حالتیكه بسیاری میدانند كه مطلب چیست؟ و مسئله چیست؟ میدانند قضیه چیست؟ و چقدر خوب است كه انسان برای انتخاب راهش با بصیرت و عطف توجه به این مطالب انتخاب كند تا یك وقتی دچار اشتباه نشود و یك سرمایه را از دست ندهد، چقدر واقعا این مسئله مهم است و جالب اینجا كه ما میبینیم كه بعضی ها همین قضیه، مسئله واضح و روشن را چون با راهی كه در پیش گرفتند در تعارض است، انكار میكند، خوب اگر یك شخصیتی مثل مرحوم آقا درج یك همچنین مطالبی برایش به نحو ابهام بوده و مقصودش نگه داشتن ابهام بوده، خوب چه حكمتی مترتب بر درج این است؟! خوب این كه كلام حكیم لغو میشود، من بیایم یك قضیه نقل بكنم آقا من یك دفعه راه میرفتم توی خیابانی یك نفر داد زد آی مرتیكه، فلان، خوب این یعنی چه؟ به چه معنایی است؟ چه دلیلی دارد فرض بكنید كه شخصی بیاید در این نوشتهاش آن هم با چه خط خوب با چه عبارتی بیاید در یك همچنین مجموعهای كه قصد بر ثبت او دارد و قصد بر حفظ او دارد، بیاید یك مطلبی را به نحو ابهام نقل بكند، فلان كس این جوری است یك شخصی كه هنوز مشخص نشد یعنی چه؟ مگر آقا جوهر زیاد داشتی، همین طوری نوشتی؟! آن كسی كه ما بعد از سه ماه وقتی میرویم مشهد به دیدنشان حوصله احوال پرسی با مرا حتی ندارد و سرش را از نوشته بالا نمی آورد، سلام علیكم آقا برو اندرونی من حالا میام، در این حد نمیخواهد مطالب از دست برود، آن وقت بیاید یك قضیه مبهم نقل بكند آقا قضیه مبهم بوده ما كه نمیدانیم قضیه چه بوده؟ بیخود برای چه میگویید كه یك همچنین چیزی میبندید، تهمت میزنید به آنها كه منظور ایشان مرجع ضمیرش كه فرض كنید كه این هست، از كجا میگویید؟ این چیست؟ این سر زیر برف كردن است دیگر، خوب حالا اگر قرار باشد بر این كه انسان بر این گونه مطالب اطلاع داشته باشد، مسئله چه میشود، مطلب چه میشود آیا این موجب تجدید فكر اساسی نیست؟ به طور كلی انسان آن راه و روش فكری خودش را نسبت به مسئله بیاید تصحیح بكند و بر آن اساس كل هدفش را قرار بدهد و راهش را قرار بدهد و احساس بكند كه بالاتر از آن چه كه میاندیشید هم چیزهایی هست، بالاتر از آن چه كه تا به حال بنا درست كرده است طبقات بالاتر هست و طبقات بالاتر و مسائلی هست.
