
جلسه ۶۶۶
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکتهها و گفتههای استاد: 15/10/1430
جلسه ۶۶۶
3به قول مرحوم آقا شیخ عباس ننگ تاریخ بوده این وقایعی كه به واسطه بنیالحسن اتفاق افتاده، منتهی ما نباید بگوییم، ایشان اشتباه میكرد، ما نباید بگوییم چون مردم بدبین میشوند!، مردم به چه بدبین میشوند؟ مردم به كی بدبین میشوند؟ مگر بنیالحسن كی هستند كه حالا مردم بدبین بشوند یا نشوند؟ یك آدم معمولی مثل بقیه، مكتب شیعه فقط چهارده نفر را بایستی قبول داشته باشد و بس، تمام شد، مردم بدبین میشوند به جهنم كه بدبین میشوند، مگر نكیر و منكر از ما در مورد فرض كنید كه محمد و ابراهیم فرزندان عبدلله محض میپرسند كه نظرت نسبت به آنها چیست؟ خوب هر قضیهای كه هست، آقا شما نظرت نسبت به آن چیست؟ خوب حالا هر چه هست، نخیر باید بگویی بفهمیم خط و خطوط تو را بفهمیم، این حرفها نیست آنها مثل بقیه، بقیه هم مثل آنها نه تنها در بنیالحسن این مسائل اتفاق افتاده، حتی در بنیالحسین هم این مسائل اتفاق افتاده افرادی كه بودند، خوب اینها چیزهایی است كه باید گفته بشود یعنی باید گفته بشود، تا شیعه آن مسیر ناب خودش را انتخاب كند و كوركورانه نباشد متوكل عباسی میخواست ائمه را بدنام كند، بدنام كند، امام هادی را میخواست در میان مردم مفتضح كند، خوب امام هادی را دعوت میكنیم به مجلس بزم و شراب و اینها بالاخره حالا با اصراری چیزی، فلانی.
من یك قضیهای آوردم در همین مسائلی كه قرار است در تألیفات اضافه بشود، داستان آن شخصی را كه هم بحثی مرحوم آقا سید جمال گلپایگانی بود و بعد در مجلس حاكم شركت كرد و شراب خورد، هم مباحثهای مرحوم آقا سید جمال گلپایگانی، باید بترسیم از عاقبت خودمان، به این روز برسد كار ما كسی كه هم مباحثهای آقا سید جمال گلپایگانی و مجتهد مسلم نجف برمیگردد به زادگاهش و بعد به واسطة مال حرامیكه میخورد و دعوتش میكنند و شام و بیا و برو و بعد هم بساط ... بالاخره در رودبایستی قرار میگیرد و بعد مجلس به مجلس شرب خمر اختتام پیدا میكند، كار به این جا میرسد، این كسانی كه آمدند و كشف حجاب كردند، اینها از مجتهدین مسلم بودند، همین وحیدی كه بعد از انقلاب اعدامش كردند، ایشان اجازات متعددی داشت از بزرگان نجف اجازات متعدد، این طوری كه من از پدربزرگم شنیدم بیش از دوازده اجازه اجتهاد داشته امثال نائینی و عراقی و ... این آقا میآید و زن خودش را بی حجاب در مجلس كشف حجاب كرمانشاه میآورد، همین آقایی كه دوازده تا بیشتر اجازه اجتهاد دارد و شعر میسراید، شاعر بدی نبود و از نظر شعری شاعر بود، خدا برای كسی تضمین نداده، تضمین اینها را نداده، خوب این آقا بلند میشود میآید و ...
