
جلسه ۶۶۶
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکتهها و گفتههای استاد: 15/10/1430
جلسه ۶۶۶
2از این نوشتهجات خطی انسان خیلی میتواند در رسیدن به آن مسائل استفاده كند، البته در نوشتهجات ایشان هست.
آدم گاهی از اوقات از یك حكایت میتواند به یك مسئله برسد، از یك نكته به صورت كلی خیلی از مسائل برای انسان فاش می شود و روشن می شود.
مخصوصا كه اگر نسبت به گوینده یا نویسنده اعتماد و باور خاص را داشته باشد و چه بسا اصلا مسیر تفكر او را عوض كند.
و این خیلی مهم است كه چطور انسان در نقل مطالب باید رعایت امانت را بكند و مسئله را كما فیه و فیه برای مخاطب مسئله را بازگو كند، هیچ وقت در بیان مطالب گزینشی عمل نكنید، زیرا مخاطب است كه باید تصمیم بگیرد در ارتباط با این مسئله كه شنیده، چه قضاوت بكند، نه اینكه تصمیم با گوینده است، گوینده باید بگوید كه در این مسئله این اتفاق افتاده، این را باید بگوید و اگر غیر از این باشد این خیانت است دیگر، انسان خیانت میكند به مخاطب و مخاطب را اغوا میكند.
من یكدفعه دیدم یك شخص منبری بود در شب تولد امام حسن راجع به بنیالحسن داشت برای مردم صحبت میكرد و تعریف و تمجید و این كه بنی الحسن تاریخ ساز بودند و واقعه عاشورا را بنیالحسن بعد از سیدالشهدا زنده نگه داشتند و با قیامهای خودشان نگذاشتند كه آن حرارت واقعة عاشورا فروكش كند، خوب این طور صحبت كردن خیانت است، حركتهای بنیالحسن یك حركتهای ممضی از ناحیه ائمه نبود و امام صادق و امام باقر با این حركتهای بنی الحسن مخالف بودند، آن چه حركتی است كه میآیند امام صادق را در زندان میاندازند و تهدید به قتل كنند؟! آن وقت شما میگویید تاریخ ساز بودند، مردهشور این تاریخ را ببرند كه امام صادق را زندان بیاندازند و بگویند اگر بیعت نكنی فردا میكشیمت، آن هم طویله زندان و انسان بیاید این طور صحبت بكند! این چه صورتی پیدا میكند؟
