
جلسه ۶۶۵
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکتهها و گفتههای استاد: 13/10/1430
جلسه ۶۶۵
5اگر فردی در شیوه و روش خود فقط یك خط را داشته باشد و انسان فراز و نشیب و اعوجاج در این طرف و آن طرف احساس نكند، خوب طبعا نمیتواند نظرش را نسبت به یكی تصحیح كند، وقتی كه انسان دید نه این فرد از نقطة نظر راه و روش خودش به جریانات مختلف كشیده میشود آن وقت میفهمد عجب! عجب! دیگر نباید هر چیزی را پذیرفت، نباید پذیرفت و بر این اساس باید مبانی فقهی خودش و مبانی فكری خودش را باید ترسیم كند و واقعا این حوادث مختلفهای كه در حول و حوش انسان پیدا میشود، مهمترین نكته تأثیرسازش و مثبتش همین است كه میآید در مبانی انسان دخل و تصرف میكند، دخل و تصرف میكند و هر شیئی را دیگر انسان به راحتی نمیپذیرد، هر مبنایی را به راحتی نمیپذیرد و هر چیزی را استصحاب نمیكند، میآید برای خودش حساب و كتاب میگذارد، اینها از كجا پیدا میشود؟ جایی كه انسان ببیند، وقتی انسان هیچ چیز را نبیند رفته توی خانهاش فرض كنید كه در را بسته، فقط انسان هر چه از او خبر میشنود رجما بالغیب است، آقای فلان این طوری هستند، آقای فلان این مقامات را دارد، كتاب هم چاپ میشود، حكایات، كرامات مسائل و اینها نقل میشود و انسان هم ندیده است و نشنیده و به چشم خودش ندیده در نیتجه چه میشود؟ در نتیجه مبنایی در ذهن او شكل میگیرد، و بر اساس آن مبنا میرود و ظل و اظل، هم ظل و هم اضل آن اظلش بدتر است، ای كاش فقط ظل تنها بود.
اما یكمرتبه قضایایی پیش میآید، یك مسائلی پیش میآید، یك خصوصیاتی پیش میآید كه انسان نمیتواند از آن مطالب به راحتی بگذرد نمیتواند از آنها دیگر عبور بكند، میآید به طور كلی در سیستم تفكریش میآید ایده میسازد، اصلا یك مبنا درست میكند، چرا؟ چون مبانی فكری انسان تابع مقدمات و بدیهیات و اولیات است و یكی از اولیات مشاهدات است، مسائل مشاهدات است و بر آن مبنا اگر انسان بیاید و مشاهدات خودش را معیار قرار بدهد و ملاك قرار بدهد، خوب این مسئله میشود چی؟ میشود مسائل اولی و پایه میشود برای طرح یك نظریه علمی، یك نظریه اجتماعی و یك نظریه فقهی.
