
جلسه ۶۶۴
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکتهها و گفتههای استاد: 06-06-1430
جلسه ۶۶۴
9من دیشب یك روزنامهای را میخواندم نمیدانم روی میزم لای این كاغذها بود بعد یك دفعه كه من داشتم دنبال چند صفحه میگشتم و بعد هم پیدایش نكردم یك دفعه چشمم به این روزنامه در آمد، دیدم یك سمیناری راجع به ملاصدرا گرفته بودند چندی پیش راجع به مسائل «خانواده و ملاصدرا» بعضیها كه در آنجا صحبت میكردند همه آنها گفتند كه ملاصدرا راجع به مسائل خانواده صحبت نكرده مخصوصا بعضی از این فكلی دانشگاهیها و ریش تراش ها انگار ملاصدرا در جیب چپ و فارابی هم در جیب راستشان است، همین مباحث غیر از مباحث خانواده است؟ حتما باید اسم خانواده را بیاورد تا اینكه بگویند صحبت كرده؟ از هر پاراگراف فلسفی شما مسائل مربوط به اجتماع، خانواده كیفیت و رفتار را شما میتوانید استنباط كنید و آن را به دست بیاورید، همین مساله رسیدن به این قضیه كه چطور فصل حقیقی اشیاء همان حیثیت ربطی آنهاست و جنس در اینجا آن ما به الاشتراكات جنبه عارضی دارد آن دخالتی در حقیقت و هویت خارجی اشیاء ندارد، ما به چه مطالبی میتوانیم برسیم؟ واقعا به چه مسائلی از نقطه نظر فلسفی؟ كه خب این بحثش مربوط میشود به اینكه حقیقهالشیء همان حقیقهالوجودیه الربطیه بین الشیء و بین المظهر و هو الظهور كه آن همان جهت اشراقی مساله است كه به آن افاضه و اضافه اشراقیه برمیگردد، ولی این مسأله از نقطهنظر كاربردیاش فقط صرف خواندن و ردّ شدن كه نیست، این مباحثی كه مرحوم آخوند این همه زحمت میكشد برای اینكه اینها را اینطور منقح و پیاده كند و مو شكافی كند برای این نیست كه شما یك مشت اطلاعات در مغزتان تلنبار كنید، برای این است كه به جنبه عملی زندگی و حیاتی خودتان صورت دیگری ببخشید، این فكر بیاید و در جان شما تأثیر بگذارد و شما را با این مبانی متحول كند و این میشود صیرورة الانسان عالماً کلیاً این مضاهیاً للعالم الحسی و العینی این قضیه است بله یك مطالبی هست و بله آیا جنس جزء محدوده ذات قرار میگیرد علامه طباطبایی از آن طرف هی اثبات كند كه اصلا جنس باید جزء حدّ آورده بشود و ما نمیتوانیم از حدی كه در آن مشتركات و متمایزات شیء است دست برداریم و حتما به آن جنبه فصلی بپردازیم، ملاصدرا هم هی از این طرف بیاید بگوید نخیر فقط همان جنبه فصلی، ذاتی شیء است و جنس جهت ابهام است وهیچ حقیقتی سوای ظهور آن فصل ندارد، خیلی خب در این مطالب بیائیم بحث كنیم اینكه هردو ماحصلی ندارد یعنی هر دو عنب و انگور و اذن است این یك مساله را میخواهند بگویند حالا در تعابیر و اینها اختلاف است.
