اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکته‌ها و گفته‌های استاد: 06-06-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۶۴

2
  •  یك دفعه چندی پیش بود یكی از افراد در تهران می‌گفت فلان قضیه آمد نشست گفتم ببین چند سال از سنت گذشته؟ گفت چهل و هفت سال گفتم ببین سی سال است كه خلاصه عقب افتادی، تو از هفده‌سالگی می‌بایستی از این مطالب دست برداری، حالا ما بهت ارفاق می‌كنیم بیست‌سال بیست وپنج‌سال، چهل سال، چهل سال دیگر پخته شدی آخر آدم چهل‌ساله كه دیگر در این حرفها نباید باشد، كم‌كم می‌گذرد، امروز شنبه می‌رود یك‌شنبه می‌آید، یك‌شنبه می‌رود دوشنبه می‌آید، زمان كه متوقف نمی‌شود، گفتم: چهل‌وهفت سال از سنت گذشته هنوز در این فكرها و مسائل هستی! واقعاً عجیب است كه چطور ما این را در سیره بزرگان، در ارتباطشان با افراد و اینها مشاهده می‌كردیم یعنی واقعا احساس می‌كردیم هرگاه می‌خواست یك جریان خیالی و جزئی در آن محیط پیش بیاید به‌طور كلی اصلا ردّ می‌شدم.

  •  یكی آمده بود پیش مرحوم آقا داشت از فلان كس كه می‌رفت پیش استادشان انتقاد می‌كرد كه این اینطور است آنطور است، یك عبارت خیلی عجیبی آن زمان من از ایشان شنیدم كه واقعا گفتم اگر حرف حق است آدم باید فقط از اینها بشنود، جای دیگر از این حرفها پیدا نمی‌شود، جاهای دیگر مطالب همه در نقطه مقابل قرار دارد تمام این زد وبست‌هایی كه شما می‌بینید باندبازی‌ها و تحزب ها تمام اینها چون در نقطه مقابل وحدت قرار دارد انجام می‌شود، این یار جمع‌كردن‌ها، این بر علیه آن صحبت‌كردن‌ها و افشای اسرارها و انتقادها واقعا تمام اینها در نقطه مقابل قرار دارد.

  •  واقعا مردمی كه دستشان از این معارف كوتاه است چه به روزگار خودشان می‌آورند، الان دارید مشاهده می‌كنید كه چه اوضاعی است؟! این هرچه بتواند برود از آن مسائل خلاف دیگری سر در بیاورد و بیاید آن را اعلام كند، آن هم هرچه می‌تواند برود از كارها و مطالب اگر هم پیدا نكرد بتراشد، بیاید بتراشد شما در اینجا تشبیه‌هایی كه می‌بینید، مثال‌هایی كه زده می‌شود، مسائلی كه زده می‌شود واقعا در (يَوْمَ تُبْلَي السَّرائِرُ* فَما لَهُ مِنْ قُوَّةٍ وَ لا ناصِرٍ)1 در وقایع روز قیامت همه را در همین دنیا به شما نشان می‌دهند، همه را در همین دنیا به شما نشان می‌دهند، وقتی بزرگان می‌فرمودند: آخرت و دنیا یكی است همین است آقا بیا نگاه كن، همه ادعای اسلام و تشیع داریم، همه ادعای امام زمان می‌كنیم، امام زمان هرجا دنبال خودمان طناب انداختیم همانطوری كه امیرالمؤمنین را طناب انداختند و به مسجد بردند برای بیعت، همان بزرگان، بزرگان صحابه! رضوان‌اللَه علیهم اجمعین! همان‌جوری ما طناب انداختیم امام زمان را داریم به دنبال هواهای خودمان می‌كشانیم، آن هم نه با عزت و احترام با طناب، حالا یك وقتی یكی می‌گوید بفرمائید، لطف كنید، راجع به این مساله به نفع ما شما صحبت كنید، یك وقتی می‌گوییم آقا پاشو بیا راجع به این قضیه به نفع ما حرف بزن، یك وقت می‌گوییم مرتیكه فلان فلان پدرت را درمی‌آورم و غلط می‌كنی بی‌شعور باید بیایی فلان، یك وقتی اصلا از این حرفها گذشته با چَك و لگد طرف را می‌آوریم كه به نفع ما حرف بزند، ما امام زمان را اینطوری داریم می‌كشانیم به مجالس خودمان، به جامعه خودمان، با طنابی كه گردن علی انداختند با آن طناب می‌كشانیم كه برای ما، برای اهداف، ما برای نیات ما بیاید و آن كار را بكند، همین‌هایی كه دنبال چیز هستیم از هیچ مساله قبیح و وقیحی برای رسیدن به مقصد و مقصود خودمان دریغ نداریم، اسم خودمان را هم مسلمان گذاشتیم، تمام نیات می‌آید رو، خیلی عجیب است تمام نیات می‌آید رو، چی شد؟ این آقا كه آن زمان اینطور بود چطور شد؟ حالا تعبیر به اینگونه مطالب می‌شود چطور در آن زمان اینطوری بود حالا دیگر اینها همه چیست؟ به خاطر این است كه اصل و واقعیت در جزئیت قرار گرفته نه بر كلیت، بر تشتت و تكثر قرار گرفته نه بر وحدت، بر وحدت قرار نگرفته، بر توحید قرار نگرفته، بر تكثر وتشتت است، بر لحاظ جزئیت و توهمات و اینهاست.

    1. سوره الطارق ٨٦ آيه ٩ و ١٠