اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکته‌ها و گفته‌های استاد: 06-06-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۶۴

10
  •  این كه همان مطلب نیست، این همان برگشتن و زیر و رو كردن نفس و با این مساله انسان خودش را هماهنگ كردن است، در مسائل اجتماعی باید ما متوجه بشویم كه حقیقت شوونات ما، تمام به همان فصل اخیر ربطی ما به این مكتب برمی‌گردد، نه به سایر چیزهای خودمان كه پسر كی هستیم؟ پسر مشهدی حسن هستیم، خب آن هم پسر مشهدی تقی است، ننه‌مان صغری خانم است، خب آن ننه‌اش كبری خانم است نمی‌دانم فرض بكنید كه توی فلان شهر زندگی می‌كردیم خب آن هم در فلان شهر زندگی می‌كرد اینقدر تحصیلات داری خب آن هم از ما بیشتر دارد.

  •  اینها همه جنبه‌های عارضی است والعارض یزول آن جهت فصل اخیر ما كه همان صورت عینیه خارجیه و نفسیه و شأنیه ما را تشكیل می‌دهد، همین انتصاب به این قضیه است، این نكته و مطلب را بایستی در نظر قرار بدهیم.

  •  لذا شما ببینید همین جهت علمی مساله جهت كاربردی و عملی پیدا می‌كند یعنی همین مطالب به همین نحو و كیفیت حالا در یك دید وسیعی خب چرا آن وسعتش بیشتر می‌شود، آن كه مربوط به خودمان و وضعیت خودمان هست.

  •  اینكه بزرگان می‌فرمودند: كسانی كه اهل علم باشند خیلی از موانعی را كه دیگران دارند اینها ندارند، این قضایا است یعنی انسان با احاطه بر این مبانی می‌تواند وضعیت خودش را واكسینه كند در قبال آن سمومات و میكروب‌ها، ویروس‌هایی كه به سمت او می‌آید و او را می‌خواهند دچار بیماری كنند با این معلومات و با این مسائل و اطلاعات، خودش را در آن وضعیت مناسب می‌تواند قرار بدهد، كه جنبه اعتدال را می‌تواند حفظ كند و این در این مسائل پیدا می‌شود، اما نسبت به سایر مسائل كسانی كه اینها را نمی‌خوانند نه اینها دائما گرفتار این توهمات و در معرض اینها هستند.

  •  چندی پیش نواری یكی برای ما آورد یكی از این افراد البته در ایران نیست، در خارج از ایران یكی از همین افراد احمق بی‌شعوری كه هیچ هِر را از بِرّ تشخیص نمی‌دهد، بعد از فوت مرحوم آقای بهجت صحبتی كرده در آنجا و عربی هم صحبت كرده، گفته كه این آقا مرتد بوده و وحدت وجودی و وحدت موجودی و كافر بوده، یك چیزهای و دیگر همه علامه طباطبایی، مرحوم قاضی حتی اسم مرحوم آقای خمینی را هم آورده بوده، خیلی آدم نفهم و بی‌ادبی بوده، خیلی موهن، مرحوم آقا را هم ایشان اخبث از همه اینها گفته است، چون ایشان اجتهاد را در راه تثبیت عرفان به كار گرفتند، این از بقیه اخبث باشد استادش به خُبث او نرسیده چون او اهل اجتهاد نبوده، ولی این اجتهاد را در راه تثبیت وحدت موجود به كار گرفته. بعد متوجه شدیم كه مربوط به بعضی از همین آقایان و اینها می‌شود خیلی شخصی باید آدم نفهمی باشد، این نحوه، این استقبال ...، آخر به این كیفیت این قدر آدم جری؟ این قدر جسور؟ چون اینها قائل به وحدت موجودند ... بعد شعر می‌خواند بعد به عربی ترجمه می‌كند، خنده‌دار است.