
جلسه ۶۶۴
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکتهها و گفتههای استاد: 06-06-1430
جلسه ۶۶۴
8یك روزی ما رفتیم در تهران و بهشت زهرا رفته بودیم برای تشییع جنازه، من تا وقتی كه ایستاده بودیم با رفقا تا این جنازه را بیاورند شمردم حدود دوازده جنازه بچه كوچك را من در دست دیدم در همان یك نیم ساعت، یك ساعتی كه آنجا ایستاده بودیم دوازده جنازه بچه اینقدری كه توی دست بود و رفتند برای دفنش اینها چه گناهی در این دنیا كردند؟ اگر قرار به چرا باشد چرا بیشتر متوجه اینها میشود تا آن كه سی یا چهل سال از عمرش گذشته و عمری كرده در این دنیا و بار خودش را بسته، چرا و خطا بر قلم صنع نرفته، قلم صنع كار خودش را میكند و ما باید خودمان را و دیدگاه خودمان را با این قلم صنع با هم مَچ كنیم در یك وزان قرار بدهیم نه اینكه قلم صنع را با خودمان مچ كنیم ما هرطوری كه فكر میكنیم، صنع هم به همان كیفیت باید رقم بزند.
آقا مثل اینكه ما جایمان را عوض كردیم او را از آن بالا كشاندیم پایین خودمان رفته ایم بالا نشستیم، نه بابا ما این پائین هستیم هرچه كه از آنجا میآید باید پذیرا باشیم، مشكل است البته نه اینكه مشكل نیست، ولی پذیرا بودن یك مساله است، انسان بایستی بداند كه تمام اینها باید بشود و در راستای مصلحت گروهی انجام بشود، نه مصلحت فردی و شخصی، منتهی در سایر افراد جذع و فزع میكنند داد و بیداد میكنند، به زمین و زمان فحش میدهند در اینجا میگویند كه صبر كن و مطلب را مصلحت بدان و از این قضیه عبور كن، هر دو یكی است هم برای این پیدا میشود، هم برای آن پیدا میشود، برای همه هست.
همین مباحثی كه مرحوم آخوند الان در همین مباحث اسفار دارند مطرح میكنند، خب آیا ما این مطالب را باید فقط به آن جنبه فلسفی مساله نگاه كنیم یك جریانی بوده در یك قضیه.
