
ماهیت جنس و فصل در فلسفه اسلامی
نقد تقلید کورکورانه در فهم حقایق و معارف دینی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه «جنس» و «فصل» در فلسفه میپردازند و با نقد نگاههای سطحی، بر این نکته تأکید میکنند که جنس، ماهیتی مبهم و ذهنی است که در خارج، تنها در ضمنِ تعیّنِ فصل و فردِ خاص ظهور مییابد. ایشان با پیوند زدن این بحث فنی به مسائل تربیتی و اجتماعی، ریشه بسیاری از انحرافات فکری و دینی را در «تقلید کورکورانه» از گذشتگان و سلیقههای شخصی میدانند. استاد با استناد به آیات قرآن و سیره اهلبیت علیهمالسلام، مخاطب را به خروج از حصار تقلید و مراجعه مستقیم به منابع اصیل وحیانی دعوت میکنند. در نهایت، این بحث به این نتیجه میرسد که برای فهم حقایق هستی، باید از پیشداوریها و تعصبات دست کشید و با عقل و بصیرت، به سراغ واقعیتهای خارجی و کلام معصوم رفت تا جایگاه حقیقی هر مطلب در نظام هستی روشن شود.
ماهیت جنس و فصل در فلسفه اسلامی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه «جنس» و «فصل» در فلسفه میپردازند و با نقد نگاههای سطحی، بر این نکته تأکید میکنند که جنس، ماهیتی مبهم و ذهنی است که در خارج، تنها در ضمنِ تعیّنِ فصل و فردِ خاص ظهور مییابد. ایشان با پیوند زدن این بحث فنی به مسائل تربیتی و اجتماعی، ریشه بسیاری از انحرافات فکری و دینی را در «تقلید کورکورانه» از گذشتگان و سلیقههای شخصی میدانند. استاد با استناد به آیات قرآن و سیره اهلبیت علیهمالسلام، مخاطب را به خروج از حصار تقلید و مراجعه مستقیم به منابع اصیل وحیانی دعوت میکنند. در نهایت، این بحث به این نتیجه میرسد که برای فهم حقایق هستی، باید از پیشداوریها و تعصبات دست کشید و با عقل و بصیرت، به سراغ واقعیتهای خارجی و کلام معصوم رفت تا جایگاه حقیقی هر مطلب در نظام هستی روشن شود.
ماهیت جنس و فصل در فلسفه اسلامی
7این روح اصلاً پایه ندارد! این مبنا ﴿بَلۡ نَتَّبِعُ مَآ أَلۡفَيۡنَا عَلَيۡهِ ءَابَآءَنَآ﴾، «إن نُفتى إلّا ما أفتَوا به سَلَفنا»، «إن نَقولُ إلّا ما قال به علمائُنا الماضین»، این جنبه و این فکر، فکرى است که در مکتب تشیع راه ندارد! این طرف دیوانه شده است و آمده یک کاری کرده است، عین همین قضیه، آن کار را کردهاند ما هم مىکنیم.
علت تشکیل سقیفۀ بنىساعده
قضیۀ سقیفۀ بنىساعده چه بود؟! وقتى که آمدند درست کردند و بعد با اعتراض امیرالمؤمنین مواجه شدند، امیرالمؤمنین آمد سقیفۀ بنىساعده را با این آیه قرآن زیر سؤال برد. گرچه الآن مىگویند: از افتخارات اسلام است! الحمدلله حقایق هم تغییر ماهیت جوهرى مىکند ما نمىدانستیم حالا دیدیم! تا حالا خیال مىکردیم این قضیه ننگ اسلام بوده است ولى حالا مىفهمیم باید از افتخارات اسلام باشد!! بله، ادّلهاى هم برایش مىآوریم که یهود در آنجا قصد محو اسلام را داشتند و این باعث شد که جلوى آن مسئلۀ یهود گرفته بشود و شکست بخورند و یهود نتوانند به مقاصدشان برسند علىٰکلّحال الآن از افتخارات اسلام است.
امیرالمؤمنین مىگوید: خیلى خب آمدند سقیفهاى تشکیل دادند رأى و فتوا دادند که باید جناب آن آقا بیاید به جاى پیغمبر بنشیند خب مغز تو کجا رفته است؟! تو که خودت در جریانِ دوماه و ده روز، هفتاد روز پیش، بودی! در این هفتاد روزى که با پیغمبر بودى دیدى دستم را در جمعیت بالا برد آیا ندیدى؟! ﴿بَلۡ نَتَّبِعُ مَآ أَلۡفَيۡنَا عَلَيۡهِ ءَابَآءَنَآ﴾! میگویند: کارى است که انجام شده است. یا على! خیلى قضیه را سخت نگیر بگذار برویم! دائم مىآیى در خانۀ ما و اعصابمان را خراب مىکنى و نمىگذارى بخوابیم و به مستحباتمان برسیم، بگذار دنبال کارمان برویم! حالا یک کاری انجام شده است! فردا دوباره ﴿بَلۡ نَتَّبِعُ مَآ أَلۡفَيۡنَا عَلَيۡهِ ءَابَآءَنَآ﴾، پسفردا ﴿بَلۡ نَتَّبِعُ مَآ أَلۡفَيۡنَا عَلَيۡهِ ءَابَآءَنَآ﴾، با همین منطق!
لزوم مراجعه عالم و فقیه اولا بلا اول به قرآن و کلام امام علیهالسّلام
