
جلسه ۶۶۳
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکتهها و گفتههای استاد: 05-06-1430
جلسه ۶۶۳
2بله ما خیلی در اینجا قائل به تسامح بشویم، فقط میتوانیم بگوییم طلبی را كه ممكن است فردی از فرد دیگر در تحصیل این طبیعت نوعیه داشته باشد، آن طلب طلبی است كه فی ضمن ای فرد كان تحقق پیدا میكند ولكن آن طلب و شیء خارجی بدون فردی نه در ضمن این نوع و نه در ضمن نوع دیگر و نه در ضمن حتی خرد و شكسته بخواهد تحقق پیدا بكند یك همچنین چیزی محال است، این ادراكی را كه ذهن از این طبیعت مشترك میكند، گرچه یك صورت ذهنی دارد، ولی صحبت در بروز و ظهور خارجی اوست و همیشه فلسفه از تعین و تكون اشیاء صحبت میكند، نه اینكه اصل حقیقت او برگشت به آن مدركات انسان بدون توجه به آن وجود خارجی و بر اساس اعتبار، بر اساس اعتبار در فلسفه هیچگاه حكم به یك برنج ابهامی و اجمالی نمیكند، تصویر ذهنی است كه منتزع از آن تعین خارجی است و در آن تصویر، صحبت از آن تعین خارجی میكند، ملاك و میزان برای آن فهم و دانایی و معرفت ما نسبت به حقایق اشیاء ملاك، عبارت از همان وجود خارجی اشیاء است، بر اساس آن ملاك خب ذهن از آن یك انتزاعاتی و اعتباراتی و یك استخراجاتی دارد، بر اساس آن امر خارجی، حالا صحبت در این است كه این تصویری را كه ذهن از آن مبدأ خارجی میكند، این تصویر در انطباق با آن مبدأ خارجی چقدر میتواند منطبق باشد و منطبقٌ علیه این تصویر ذهنی جنسیه، در ذهن با آن امر خارجی در چه محدودهای هست؟ بزنگاه مطلب در این فصلی كه خیلی هم مرحوم آخوند روی این فصل حساب باز كردند و من به نظرم رسید كه اگر بخواهیم وارد این بشویم خیلی بیش از ا ین روزها وقت میگیرد، ولی خب علیكلحال گفتیم كه فعلا خدا بزرگ است، تا ببینیم به كجا میرسد این مطلب، آن نكتهای كه مرحوم آخوند بهش میخواهند برسند، آن مطلبی كه ابتدا عرض كردیم كه مساله لا تکرار فی التجلی و مساله كیفیت تصویر اضافه اشراقیه و كیفیت جنبه ربطی حقایق اشیاء با مبدأ هستی، آن مقصد و هدف را ایشان پیگیری میكنند و از این طریق كیفیت ورود استخراج و انتزاع جنس از مبادی خودش و از ماده و كیفیت انتزاع فصل از صورت میخواهند مطلب را به آن طرف سوق بدهند و به آن جا مساله را بكشانند، آنچه را كه تا به حال ما میپنداشتیم كه جنس یك امر حقیقی و متأصل است، این را باید به كناری بگذاریم و به این مطلب باید ملتزم بشویم كه جنس عبارت از یك صورت ذهنیه مشترك و مبهم كه هیچ تعینی برای او در خارج غیر از خود ظهور آن فصل نیست، یعنی شما وقتی میگویید گندم و برنج و عدس و ماش و امثال ذالك این اشیایی كه دارید اسم میبرید گرچه اینها یك مفاهیم مشخصی هستند كه برای همه مردم كوچك، بزرگ عوام و عالم و غیر عالم همه اینها مشخص است ولكن حتی خود آن شخص فروشنده و بقال كه از این مسائل اطلاع ندارد، گرچه یك صورت ذهنی از این اشیاء و اجناس در ذهن دارد الا اینكه آن صورت ذهنی خود را در یك امر موجود خارجی جستجو میكند، نه اینكه آن صورت ذهنی را بدون آن نوع و صنف و تعین خارجی بخواهد پیدا بكند، یعنی مردم گرچه حتی برای این تصویرات و صورتها یك حقایق متأصله ذهنیه قائلند، ولی در مقام انطباق با اشیاء خارجی آنچه كه حرف اول را میزند، با آنچه كه روی دست او مطلبی نیست همان تعین خارجی و تشخص خارجی است، همانی است كه در آن گونی است و از آنجا برمیدارد و به مشتری میدهد، هیچ وقت از آن صورت ذهنی خود یك كیلو، دو كیلو ماش برنمیدارد و به مشتری بدهد برای برداشتن و كشیدن سراغ آن گونی میرود كه الان در كنار آن دكان قرار داده است.
