
جلسه ۶۶۳
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکتهها و گفتههای استاد: 05-06-1430
جلسه ۶۶۳
8امام رضا علیهالسلام تصریح میكند بر اینكه استطاعت فقط اختصاص به زاد و راحله ندارد، ما صاف این روایت را كنار گذاشتیم خب بابا امام علیهالسلام به همان ادله تصدیق خبر واحد این روایت را فرموده یا نفرموده؟ آقا بگو نفرموده، دیگر قضیه روشن میشود اگر فرموده قصدش چی بوده؟ تقیه بوده كجایش تقیه است؟ آیا نسبت به كسی بوده كه حجش را رفته است؟ امام میفرماید حجهالاسلام نمیفرماید حج مستحبی، آن كسانی كه میآیند و توجیه میكنند امثال مرحوم شیخ طوسی میآید یك روایت امام علیه السلام را اینطور توجیه میكند، آخر متوجه این قضیه شدند كه آخر با حرفهای امام نمیتواند شوخی كند، با سایر حرفها شوخی كند عیب ندارد، سایر حرفها حرفهایی نیست كه، حرف امام علیه السلام حرف از مقام عصمت است شوخی ندارد یعنی چه؟ مثل حرف بنده نیست كه از روی بخار معده بلند شود و اسمم را بگذارم همه چیز، حرفی است كه از مقام عصمت برخواسته و این حرف معصوم است، یا بقیه حرفها را كنار بگذار یا اگر نمیتوانی كنار بگذاری باید بین اینها جمع كنی.
این مساله ان نتبع الا ما یعبد آباءنا ما میبینیم الان در مسائل علمی ما رسوخ پیدا كرده، نه الان یعنی از سابق، بله تكوتوكی این وسط پیدا میشد افرادی كه خب اینها از یك حریت نسبتاً قابل توجهی برخوردار بودند گرچه آنها هم با یك ترس و لرزهایی مطالب را مطرح میكردند، ولی خب آزاد بود، همین قضیه یك برههای بگذرد، ده سال یا بیست سال بگذرد خودش میشود یك واقعه خارجی و دیگر نمیشود رویش صحبت كرد، همین تغییر و تحول كه در اینجاست.
این نكتهای كه در اینجا هست این قضیه خیلی برای ما مساله موجب دقت هست كه هیچگاه به یك واقعه و به یك حادثه كه نگاه میكنیم از دیدگاه یك فردی كه عقل و فهم و احساس خود را كنار گذاشته و صرفا در این گزینش و در این انتخاب، عقل و فهم و احساس دیگران را جایگزین كرده و با این جایگزینی دارد به مساله و واقعه نگاه میكند، من از سابق اتفاقا از لطف خداوند به من این بود كه من در این فضاها هیچ وقت نبودم، حتی افرادی را كه میشنیدم از افرادی كه اینها انحرافات اعتقادی داشتند، میشنیدم كه همه، حتی مرحوم فرض كنید پدرمان رحمهاللَه علیه ایشان مطالب انتقادی گفتند حتی من خودم میخواستم ببینم آن مثلا نكته و مساله چیست؟ یا محدوده انتقاد چیست؟ آیا صددرصد قضیه است یا سی درصد یا چهل درصد، همیشه دنبال این بودم كه خودم نسبت به مساله برسم و با یك پیشداوری نرسم وچه بسا متوجه میشدم كه مساله اینطور نیست، این نویسنده اصلا در مقام بیان این مطلب نبوده یا مسالهاش قابل توجیه است، نه به این كیفیتی كه مطالب بیان و نقل شده، امروزه میبینیم اصلا دنیا جور دیگر است افراد یك قسم دیگر، مسائل یك جور دیگر است طرف آمده راجع به فلسفه و وحدت وجود و موجود دارد حرف میزند اصلا نمیداند وحدت را به ح حوله مینویسند یا ح هویج مینویسند و بعد هم كه فلانی این است فلانی این است شروع میكند هزار تا بد و بیراه به این و آن گفتن و اگر ازش بپرسی یك كلمه نمیتواند فقط جواب بدهد.
