
جلسه ۶۶۳
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة نکتهها و گفتههای استاد: 05-06-1430
جلسه ۶۶۳
10چرا ما باید در یك تحصر و در یك تعصب خودمان را گرفتار كنیم تا اینكه نتوانیم به آن مطلب برسیم این مساله ان نتبع الا ما یعبد آباءنا این مطلب جامعه علمی ما را گرفته، قضیه این است، این مساله اگر در نفس یك طالب علوم دینی حل بشود، پس بنابراین دیگر مشكلی باقی نمیماند، همه چیز دیگر حل خواهد شد و همه چیز دیگر جایگاه اصالی و اساسی خودش را پیدا خواهد كرد.
مرحوم آخوند میفرمایند وقتی كه شما دارید به خارج نگاه میكنید طبعا یك مشتركاتی را خواهید دید، شما باید متوجه این قضیه باشید كه آن مشتركاتی كه الان در خارج وجود دارد، آن مشتركات و آن جنس طبیعی از خودش هویت خارجی ندارد، هویت خارجی این جنس در خارج همان صورت نوعیه اوست، همانی است كه الان آن حقیقت تعینی خارجیه به آن بستگی دارد، منتهی ما وقتی كه نگاه میكنیم در این نگاه كردن ما یك مسائلی و در ذهن یك مشتركاتی به وجود میآید یك متمایزاتی به وجود میآید میبینیم فرض بكنید این آقا در اینجا آمده ایشان دارد نگاه میكند و آن هم دارد به ما نگاه میكند چرا نگاه میكنید؟ مگر تحفه نطنز هست و یكی یكی نگاه میكنند خیال میكنند ما چی داریم میگوییم؟ پس معلوم است اینها در این مساله یك امر مشترك دارند، بعد نسبت به مطالبی كه گفته میشود واكنشها همه واكنشهای فرض كنید واحدی است از اینجا استفاده میكنیم كه یك اشتراكی هم در اینجا وجود دارد، بعد وقتی كه نوبت سوال میشود از یكییكی افراد سوال میشود میبینیم هر كسی یك جور گفت، این یك جور جواب آدم را میدهد، آن یك جور جواب میدهد اینجا میفهمیم هان یك متمایزاتی اینجا پیدا شد، در آن رفتار و مسائل ظاهری مشتركاتی بود، گوش دادنش مشترك بود، دیدن مشترك بود، فكر كردنش مشترك بود خب فكر كردن، بیفكر كه نمیشود بدون اینكه فكر كند گرچه امروزه میشود، خیلی چیزها میشود و بدون فكر بله آدم یك چیزهایی میگوید بعد مینشیند میگوید این چی بود كه من گفتم بعد كه تازه میفهمد غلط است نمیرود بگوید من غلط كردم، میآید آن حرف خودش را توجیه میكند، این مشتركات الان وجود دارد ولی یك مساله وجود دارد و آن اینكه آیا آن كیفیت و برداشتی كه در اینجا شده در همه یكسان است یا نه، نگاه میكنیم میبینیم بعضیها برداشتشان مشترك است، بعضیها برداشتشان متفاوت است، اینجا میفهمیم كه آن مساله برداشت یك حقیقتی است ماورای آنچه را كه ما تا به حال مشاهده میكردیم و آن باید یك منشائی داشته باشد و بعد وقتی راجع به آن برداشت میرویم دقت میكنیم میبینیم این برداشت عبارت است از نفس خود آن شخص كه آن نفسش یك واقعیتی است كه آن واقعیت، افراد دیگری را در درون خود جا نمیدهد، آن واقعیت را جا نمیدهد این مساله ما را میكشاند به این نكته كه آن شخصیت و هویت آن فرد خارجی عبارت است از همان خصوصیتی كه آن خصوصیت این مطالب از او نشأت میگیرد، خب مطلب ادامه دارد و تتمهاش برای فردا.
