اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة ج دوم مرحله چهارم فصل هشتم 29-05-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۶۱

9
  •  در این فصل مرحوم آخوند می‌خواهند این مشكل را حل كنند به اینكه مساله نیاز جنس به ماده و نیاز محدود به حدّ در اینجا به چه شكل است؟ در اینجا گرچه این مساله وجود دارد كه حقیقت‌الشیء بصورته لابمادته ولی ما نمی‌توانیم در واقع جسمیت این را و امتدادی را كه در جهات ثلاث در تعریف جسم می‌آوریم در اینجا نادیده بگیریم، نادیده گرفتن با نبودن دوتاست، نادیده گرفتن با عدم وجود خارجی او فرق می‌كند، حقیقت ماده او كه از او به عنوان كلی به جنسیت تعبیر می‌شود، آن ماده او در عین اینكه وجود دارد فانی در صورت جسمیت است، نه اینكه بطور كلی نیست، نیست یك مطلب است، فانی بودن بودنش در صورت مطلب دیگر است و بین این دو نباید انسان خلط كرد، فرض كنید صورت تفاحیت و سیبیت این به معنای نبود ماده نیست، بلكه به معنای بود ماده و فنای در اوست و از اینجا استفاده می‌شود همانطوری كه در بحث دیروز و روزهای گذشته گفته شد، كه همین صورت تفاحیت است كه آن صورت الشیء و حقیقت‌الشیء است كه می‌تواند در این دنیا كه صورت جسمیت را در خود فانی كرده است در نشئه دیگر به جسمیت دیگر و به ماده دیگر خود را ظاهر كند، كه در عالم مثال همان صورت تفاحیت است با یك جسمیت دیگر، نه جسمیتی كه به عنوان امتداد در جهات ثلاثه است، جسم در این جا به عنوان همان ماده خود آن شیء است، كه از او تعبیر به صورت مثالی می‌شود و همینطور تا به مرحله‌ای كه دیگر بطور كلی ماده‌ای برای او نمی‌تواند انسان تصور كند و همان صورت می‌ماند و بس، آن صورتی كه می‌ماند و بس آن عبارت است از همان حقیقت وجودیه‌ای كه آن حقیقت وجودیه حقیقت مجرده است، حقیقت وجودیه مجرده صورتیت، این حقیقت عبارت است از همان مساله.

  •  لذا در بحث معاد كه این همه سر و صدا هست از اینجا ما می‌توانیم اصلا بطور كلی اثبات این مطلب را بكنیم كه حقیقت معاد، حقیقت صوریه است، نه حقیقت مادیه، چون حقیقت الشیء بصورته لا بمادته گرچه در آنجا ماده مطابق با آن عالم هم برایش وجود دارد، در بحث معاد اینطور نیست مساله كه ماده‌ای كه در اینجا هست به همین كیفیت و همین آثار و خصوصیات وجود دارد، ماده‌ای كه در اینجا هست، این ماده خصوصیات عالم ماده را دارد، در حالتی كه در قیامت مطلب به این كیفیت نیست، آن در یك وضعیت دیگری است در آنجا كون و فساد معنا ندارد، ولی در این عالم كون و فساد معنا دارد، این ماده لازمه‌اش لازمه تكون و فساد است و تبدل آثار است، آن ماده كه در آنجاست اینجا نیست اینجا هر خانه ای كه درست می‌كنند باید شش تا دستشویی برایش درست كنند، ولی در بهشت ما دستشویی نداریم كه هركسی بغل غرفه‌اش با این وضعی كه خدا گفته (وَ لَكُمْ فِيها ما تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ)1 این انسانی كه اشتهایش هیچ حدّ یقفی ندارد اگر بخواهد آن دنیا به خورد و خوراك بپردازد بغل هر غرفه‌اش خدا باید دو هزارتا دستشویی بگذارد، تازه فقط برای این یكی، چون یك دستشویی كفایت نمی‌كند، كه یك دفعه می‌خواهد این درخت را ببلعد، چی می‌شود قضیه؟ دو هزار تا دستشویی و سه هزار تا دوش هم باید در آنجا قرار بدهد در حالتی كه اصلا در آنجا این حرفها نیست، غذاهایی كه در آنجا هست، نعمت‌هایی كه در آنجا هست، فواكهی كه در آنجا هست، آنها همه فواكه و غذاهای نوریه است، نمی‌خواهم بگویم جنبه مادی بطور كلی ندارد، جنبه مادی او با این ماده‌ها فرق می‌كند، یعنی اگر در اینجا ترازو بگذارند، یك كیلو سیب را در اینجا بگذارند، باید در قبال این یك كیلو، یك كیلو هم وزنه بگذارند تا اینكه این یك كیلو مشخص بشود، آیا آن سیبی كه در روز قیامت و در بهشت خدا به انسان می‌دهد آن هم وزنه برمی‌دارد، یا او وزنه ندارد، یعنی سنگین است و انسان یك چیز سنگین را كه دارای وزن است می‌بلعد، یا همان سیب است و همین خصوصیات را دارد و بیشتر، ولی وزن ندارد اینجاست كه این افراد كوته‌بین و كوته نظر آمدند خرده گرفتند و بر ایشان انكار معاد جسمانی را كردند، در حالتی كه ایشان انكار معاد جسمانی را نمی‌كند، جسمانی به این معنایی كه الان ما می‌بینیم كه این هیزم وزن دارد و خصوصیات دارد و آثار خارجی كون و فساد را دارد، ایشان می‌فرماید این در آنجا نیست، آنچه را كه در آنجا هست همین صورت الشیء است كه ماده متناسب با خود را در آنجا بدست آورده و هر دو یكی است.

    1. ١- سوره فصلت «٤١» آيه ٣١