
جلسه ۶۶۱
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة ج دوم مرحله چهارم فصل هشتم 29-05-1430
جلسه ۶۶۱
12من كه از شما یك پولی گرفتم حالا سال دیگر میآید شما میآیی از من مطالبه میكنی، آقای طهرانی كجا رفتی؟ یك میلیون از من گرفتی در میروی؟ گفتم اصلا شما را نمیشناسم، شما اصلا كی هستید؟ میگویی من آنی هستم كه پارسال، خب پارسال بوده و رفته پی كارش، شما یك آدم جدیدی هستی، شما آنكه پارسال بوده الان حاضرش كن، اعاده معدوم كه نداریم حالا اعاده كه نه حتی مشاهده ما مشاهده بكنیم، خود شما حاضرش كن الان من به شما میدهم، او میگوید من كه یك همچنین قدرتی ندارم، من كه به یك همچنین مراتبی نرسیدم، كه فعلا بیاییم وجود قبل خودمان را برای شما احضار كنیم میگویم خب بسیار خب پس وعده ما باشد قیامت، هر وقت شما آن وجود سال گذشته را آوردید جلوی ما قرار دادی بیا یك میلیونت را بگیر.
اینكه الان ما نسبت به شخص نظره واحده داریم این مال چیست؟ این مال مادهاش است یا مال صورتش است؟ مال صورتش است، بوعلی میگوید ارزش و حقیقتالشیءبه صورت است، عملی را كه من پارسال انجام دادم گرچه مادهای كه با آن ماده این انسان انجام داده و از بین رفته، ولی چرا شما میآیید حكم همین عمل سال گذشته را، یك سال بعد، ده سال بعد، بیستسال بعد میآیید استصحاب میكنید، بخاطر بقاء همان شیء است، خود نفس آن شیء، كه این عمل را انجام داده است، از آنجایی كه آن شیء مشمول كون و فساد نیست، بس ما فوق كون و فساد است، از آنجا شما آن حكم استقراض را استصحاب میكنید و به بیست سال بعد و ده سال بعد میتوانید سرایت بدهید، اگر او مشمول كون و فساد بود، دیگر دست شما از این مطالبه قطع میشد و نمیتوانستید این مساله را مطالبه كنید.
همین نمازی كه الان شما میخوانید، این نمازی كه میخوانید با این بدن است با این بدن هست یا نه؟ بسیار خب این بدن بعد از دو یا سه سال دیگر یا ده سال دیگر از بین میبرد پس نمازهای این بدن چی شد؟ همهاش با رفتن بدن همه روی هوا پخش شد، پس روز قیامت جزا و ثواب بر چه قضیهای داده بشود؟ آقایان آمدند در اینجا توجیه كردند اینهایی كه فلسفه نخواندند، وقتی كه فلسفه نخواند معلوم نیست سر از كجا در میآورد، آمدند گفتند كه خداوند در حقیقت ماده انسان یك سلول قرار داده، یك از این سلولهای خیلی ریز است و اصلا قابل رؤیت نیست، گفته آن سلول هیچ وقت از بین نمیرود، حالا این را از توی كدام آزمایشگاه در آوردند ...؟، به اینها بیاییم بگوییم شما در این آزمایشگاه ببرید یك MRI از ما بكنید، دستگاههایی آمده نمیدانم چی میگویند كه از MRI هم دقیقتر است و سلولها را هم نشان میدهد سلولهای سرطانی را قبل از اینكه بخواهند رشد كنند نشان میدهد، خیلی دقیق است، چند تا در دنیا بیشتر نیست و شنیدم كه در اینجا هم میخواهند بیاورند، شما كه این دستگاهتان آن سلول سرطانی را نشان میدهد، این یك اپسیلون سلولی كه در اینجا وجود دارد، این را هم بیاید نشان بدهد كه او كجاست؟ آن در چشم است؟ آن در مغز سركار است؟ مغزی كه هیچی نمیفهمد، آن سلول آنجا رفته قایم شده، آن در بصلالنخاع است، آن سلول را پیدایش كنید، روی چشممان بگذاریم، روی طاقچه بگذاریم، كه حقیقتالانسان همین سلولی است كه خلاصه گیر كرده و خودش را نشان نمیدهد، در یك جایی از بدن هست، قلب است، ریه است، جگر سفید است، جگر سیاه است، كیسه صفراست، كیسه صفرا نمیتواند باشد، چون كیسه صفرا را میكنند دور میاندازند، در طحال هم نمیتواند باشد، طحال را میكنند دور میاندازند، همه چیزها را میكنند، حالا گفتند حتی قلب را هم میكنند، از این قلبهایی كه برای خودش پمپاژ میكند، بالاخره آن چیز را باید بگردیم پیدایش كنیم و قابش كنیم و بگوییم این كجاست؟ آخر بابا حرف مفت زدن هم كه خیلی حال میخواهد، آدم حالش خوب باشد، و یك چیزی از دهانش بپراند.
