
جلسه ۶۶۱
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة ج دوم مرحله چهارم فصل هشتم 29-05-1430
جلسه ۶۶۱
14عین همین مباحث فقهی اولش اجماع است، شكی در این نیست، بعد میگوید فلانی مخالفت كرده، آن هم مخالفت كرده، احتمال میرود این باشد آخر میگوید این مساله خیلی مجمل است، ا خدا خیرت بدهد، خب فلسفه هم همین است، حكمت هم این است، خب حالا امروز میخوانیم راجع به این مسالهای كه مربوط به استطاعت است، آخر این چه طرز دلیل گفتن و استدلال برای مساله است، احتمالا اینطور، با احتمالا كه نمیتوانی برای مردم فتوا بدهی، میگوید شكی نیست كه استطاعت نسبت به این مساله صدق نمیكند، ولی صاحب حدایق و فلان و صاحب ریاض و اینها، خب اگر شكی نیست پس چرا آنها شك كردند؟ از یك طرف میگویند شكی نیست، مگر آنها آدم نبودند؟ مگر آنها فقیه نبودند؟ شكی نیست، نخیر شكی هست، كی گفته شكی نیست؟ خب همینطوری نمی شود آدم یك چیزی بپراند، این كه طرز صحبت كردن نشد، در همین مساله نجاست كفار و اینها، خواندید، مطالعه كردید دیگر، طهارت انسان، اول كه وارد مطلب میشوند شكی نیست و از ضروریات است و چیست خب شكی نیست، بعد هم اجماع كه هیچی اصلا از ضروریات دین است، یعرف به النصاری و الیهود، بعد هی میگذرد این آمده او را گفته او آمده این را گفته آخرش گفته هذا من اصعب المسائل، اگر اصعب است پس ضروریاتش دیگر چیه جناب شیخنا؟ شما كه فرمودی از ضروریات است، پس چرا میگویی از مشكلترین مطالب است؟! خب صدر استدلال شما با ذیل استدلالتان چطور با همدیگر میخواند؟ ضروریات یعنی فحش، یعنی كسی حرف نزند، كه این خلاصه فحشهای علمی همین ضروریات است، آقا این مساله اجماعی است ضروریات است.
سابق من درس شفای آقای حسن زاده میرفتم، زمان بعضیها بود كه آن موقع نایب ولایت فقیه بودند و خلاصه بعد نیابتشان سلب شد، آنجا یك صحبتی كردیم یكی آنجا بود، خیلی طرفدار بود و ظاهرا از وكلا بود و رو كرد به ما، جلوی همه، خیلی بودند آقا این نظر شما مخالف با آقای فلان است، گفتم نظر ایشان هم مخالف با نظر ماست، آقا این جمعیت آنقدر خندیدند به آن بنده خدا، هیچی نگفت، همینطوری صاف ایستاد و به ما نگاه كرد، چیه نظر ایشان هم مخالف با نظر ما است، این به او در، یر به یر میشویم، اگر قرار به شعار دادن است این هم شعار است، آخر آدم حسابی تو طلبهای، طلبه باید شعار بدهد، طلبه باید اینطوری حرف بزند، نظر شما مخالف است مگر او امام است؟ مگر پیغمبر است؟ كه نظر بنده با نظر ایشان مخالف است یا موافق باشد، آن هم یك آدمی است مثل من و من هم یك آدمی هستم مثل او، هم او اشتباه میكند و هم من تفاوتی نمیكند، دلیل بیاور كه حرف غلط است، نظر شما مخالف است رفتی در عالم شعار مثل همین چیزهایی كه فعلا هست، دیگر رفت در وادی شعار و اینها.
