
جلسه ۶۶۱
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة ج دوم مرحله چهارم فصل هشتم 29-05-1430
جلسه ۶۶۱
10شما الان در خواب میبینید كه به دست شما سیبی دادند و این سیب را خوردید، واقعا سیب را در خواب خوردید، واقعا گاز زدید و واقعا بلعیدید، و واقعا لذت شیرینی او را چشیدید، و واقعا در خودتان احساس نشاط كردید بطوری كه از خواب بلند میشوید تا چند روز مست آن لذاتی است كه به واسطه خوردن این سیب بهشتی برای شما پیدا شده است، آنكه در خواب خوردید چند گرم وزنش بود؟ یا آنكه در خواب به شما دادند آیا تخیل و اعتبار و اوهام بود یا یك واقعیت بود؟ نمیتوانید شما انكار واقعیتش را بكنید، وقتی كه نمیتوانید انكار واقعیتش را بكنید، پس چطور میتوانید آن را وهم بپندارید و آن را اعتباری بپندارید، پس چطور میتوانید آثار او را از خودتان نفی كنید، در حالتی كه آنكه شما در خواب خوردید وزن نداشت، یعنی اگر با خودتان در خواب یك ترازوی همین دنیا را میبردید، آیا این ترازو قابلیت برای آن سنجش را داشت؟ نه آن نداشت، در آنجا ترازوی خاص خودش را میطلبد، كه با آن ترازو كم و زیاد را انسان میخواهد در آنجا به میزان بیاورد، اینجاست كه اینها كلام مرحوم آخوند را نفهمیدند و اعتراض كردند كه ایشان قائل به معاد جسمانی نیست، در حالی كه ایشان قائل به معاد جسمانی است، منتهی معاد جسمانی صحیح را، نه معاد جسمانی تخیلی را و معاد جسمانی توهمی را ـ كه در او آثار و عوارض اشیاء مادی خارجی هست ـ در آنجا پیدا بشود و آن جنبه لطافت و رقت این ماده در آنجا به آن صورت تجسم پیدا میكند كه باعث میشود صورت او، این ماده را در خود محو كند و فانی كند و به شكل همان كیفیت معاد خاص به خودش در بیاورد.
تلمیذ: ... ...
استاد: اشكال ایشان هم همین بود، مطلب ایشان این بود كه در معاد جسمانی همین قضیه حقیقتالشیء بصورته لا بمادته را از یك طرف ایشان این واقعیت و این اصل را پذیرفته، كه حقیقتالشیء بصورته لا بمادته، انسان وجود خارجیش به همان جنبه انسانیت اوست، نه به جسمیت او، بالاخره این جسم كه عوض میشود و او هم از یك طرف هم حكیم بود و هم طبیب بود و كیفیت به اصطلاح فساد ماده را احساس میكرد.
