اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة ج دوم مرحله چهارم فصل هشتم 29-05-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۶۱

8
  •  هیچ‌وقت جسمیت سیب برای شما و اشتراك او با حجر برای شما خطور نمی‌كند، اگر خطور بكند مختان عیب كرده، باید بروید دارو بخورید و یك مقدار از فشار كارتان كم كنید و یك مقدار به استراحت بپردازید، كسی كه دكان میوه فروشی می‌رود بگوید: آن سیبی كه شما داشتید، حقیقت مشتركه بین حجر و بین سیب چیست؟ آن را برای من اول توضیح بدهید چقدر پول پای او می‌خواهید بدهید و چقدر پول پای این جنبه صورتیتش می‌خواهید بدهید، این كیلویی هزار تومان، سیصدتومانش پای آن جنبه جسمیت و اشتراك، یارو می‌گوید مولانا اینجا فیضیه نیست، اینجا دكان میوه‌فروشی است و بهتر است كه اگر می‌خواهید بخری بخر، اگر نمی‌خواهی بخری برو كنار بگذار مشتری بعدی بیاید، تا یك مقدار عقلش بهتر از تو كار كند و بیاید زود پول را بدهد و جنس را بردارد ببرد، این چیزهایی كه شما می‌خواهید بروید جای دیگر بخوانید، این جنس مشتركی كه در جسمیت وجود دارد، بین یك دانه سیب و بین حجر و بین رمل و تراب در خیابان و بیابان است، تو سنگ را می‌توانی در دهانت بگذاری و بخوری، سنگ را كه نمی‌شود آدم بگذارد در دهانش و بخورد، هرچیزی را كه آدم نمی‌تواند بگذارد در دهانش و بخورد، باید میوه باشد باید فرض بكنید خوردنی باشد، چوب را آدم بگذارد گاز بزند خب این دندان‌هایش می‌شكند.

  •  پس این ظهوری كه پیدا كرده بخاطر این است كه این جسم دیگر فانی است، دیگر شما در اینجا جسمی را نمی‌بینید، سیب را می‌بینید، اینكه سیب را می‌بینید عبارت از معرِّفیت اوست حالا در تعریف او بگویید سیب عبارت است از جسمی كه این صورت نباتیت به این شكل خاص بر او عارض شده و دارای این خصوصیات است، نیازی به این نیست كه بگویید جسم اینطور است بگویید سیب عبارت است از یك میوه‌ای كه آن میوه دارای این خصوصیت است و بقیه این چیزها را دارد، یك شیء خارجی است، اگر عنوان شیء هم شما بگویید نه ماده‌ای بگویید نه جسم بگویید، همان شیء بودن خودش كفایت می‌كند از اینكه از هر جنسی را بخواهید برایش بیاورید، جسمیت را بیاورید، نباتیت را بیاورید تشكل خارجی را بیاورید، همان شی خودش كفایت می‌كند، حالا اینكه حتما عنوان جسم را بیاورید، ما نیازی به این نداریم خب اینكه شما فرمودید كه حقیقت الشیء بصورته لا بمادته پس دیگر مولانا چرا نیازی به جنس داریم؟