
جلسه ۶۶۱
فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة ج دوم مرحله چهارم فصل هشتم 29-05-1430
جلسه ۶۶۱
5یك شخصی كه دارای حالات مختلفی است شما او را واجد خصوصیات مختلف مییابید، در یك وقت یك نفر را می بینید كه مسائل مختلفی دارد یك وقت نگاه میكنید میبینید یك آدم تنومندی است، میگویید بیا ورزش كنیم میآید در ورزش سنگ دویست یا سیصدكیلویی بر میدارد، میگویید عجب این ورزشكار است و این یك همچنین استعدادی دارد، بعد یك دفعه میبینید نشسته دارد مساله ریاضی حل میكند، ا تو كه الان داشتی ورزش میكردی، تو كه قبلا سنگ برمیداشتی اینها كه از این سنگ ها برمیدارند از این مسائل در كلهشان نیست كه بخواهند مساله ریاضی حل بكنند، میگویید نه، این آقا جامع همه اضداد است، ایشان هم در مسائل عقلی وارد است، هم در مسائل جسمی خیلی ایشان سررشته دارد، دوباره میآیید میبینید فرد دارد راجع به یك مساله صحبت میكند، میبینید چه سخنور خوبی است! چقدر قشنگ صحبت میكند! و بعد میبینید جایی نشسته، دارد راجع به فلان علم دیگر درس دیگری میدهد، این در هر زمانی یك ظهوری از خودش ابراز میكند كه این كاملا با ظهور دیگر متفاوت است، یك جا به شكل یك انسان تنومند است.
راجع به امیرالمؤمنین داریم كه یا علی
جمعت فی صفاتک الأضداد *** فلهذا عزت لک الأنداد بله آن شعر ظاهرا مال شافعی است، آنطوری كه در نظرم هست اگر اشتباه نكنم، خب این و از آن طرف خب انسان نگاه میكند میبیند همین امیرالمؤمنین كه در امروز این كارها را انجام داد، شب آن قدر حالت رقت و عطوفت نسبت به افراد و ایتام و اینها پیدا میكند، خب برایش مشكل است نمیتواند تصور بكند ولی این واجد همه این مسائل هست، این بروز و ظهور اینها را دارد، خب این مقام بروز و ظهوری كه اینها را دارد آیا ذاتی اوست یا اینكه ذاتی او چیز دیگر است، یعنی این الان ذاتی او یك مسالهای است و در آن ذاتی عوارضی عارض میشود كه آن بروز و ظهور پیدا میكند و به اشكال مختلف در میآید، در واقع ذاتی او چیز دیگری است، ولی آن ذاتی كه همان حقیقت و استعداد انسانیت است آن ذاتی میآید و عوارض دیگری را به سمت خود جلب و جذب میكند و این حالات و كیفیات را برای خود تحصیل میكند، تحصیلی كه موجب میشود ظهور و بروز این ذاتی تفاوت پیدا كند، در یك جا آن ذاتی به این صورت ظاهر میشود، در یك جا همان ذاتی به صورت دیگری ظهور پیدا میكند كه با همدیگر تفاوت دارند و این تفاوت، تفاوت به اصطلاح عرضی است نه، عرضی به این معنا كه یزول میرود و میآید نه عرضی به عنوان اینكه جزو ذاتی شده و این ذاتی از نظر استعداد خود را به فعلیت رسانده، یعنی به فعلیت این حقیقت رسانده به طوری كه ذاتی دیگر هم میتواند همین كار را انجام بدهد منتهی نمیكند، ذاتی دیگری هم میتواند خود را به این مرتبه برساند تنبلی میكند، اهمال میكند نمیگذارد كه آن حقیقت ذاتی خودش بروز پیدا بكند.
