اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(8) في كيفية أخذ الجنس من المادة و الفصل من الصورة ج دوم مرحله چهارم فصل هشتم 29-05-1430

نسخه عربی

جلسه ۶۶۱

4
  •  اینها به خاطر این است كه هر كدام از این اشیاء دارای یك خصوصیت خاص به خودش است گرچه به واسطه انحلالِ یكی در دیگری اعراض او تغییر پیدا كرد، ولیكن ذاتیات او كه تغییر پیدا نمی‌كند، این ذاتی خودش را دارد و چون ذاتی خودش را دارد، اثر خودش را می‌گذارد، یعنی این ماده این اثر را دارد آن ماده دیگر اثر دیگری را دارد و آن ماده اثر ثالثی را دارد، از تشكل مواد مختلف آثار مختلف به وجود می‌آید كه این آثار مختلف برای فلان بیماری خوب است و برای عوارضی كه ممكن است پیدا بشود مفید است.

  •  پس در یك دارویی كه داروخانه به شما می‌دهد، یك جزء این دارو برای شما مفید است، سایر اجزائش اجزایی است كه اینها یا برای بقاء خود آن دارو به كار برده می‌شود، فرض كنید داروهای نگه‌دارنده است، مواد نگه‌دارنده چون خود دارو بعد از یك مدتی فاسد می‌شود، یك كِرِمی كه الان شما از داروخانه می‌گیرید این یك جزئش یا دو جزئش به درد دست شما و به درد فلان زخم یا به درد ناراحتی پوستی می‌خورد، اجزاء دیگری كه در اینجا تركیب شده، اینها خیلیش اجزاء نگه‌دارنده است، یعنی باعث می‌شود آن وقتی كه برای او نوشته شده بتواند تا آن وقت باقی بماند، اگر آن اجزاء نباشد فرض كنید در عرض سه روز این دارو فاسد می‌شود، دیگر این خاصیت را ندارد ولی هركدام اینها یك اثر خاص به خودش را دارد كه ارتباطی با دیگری ندارد و شما این را می‌گیرید و استفاده می‌كنید خیال می‌كنید هرچی در اینجا هست همه‌اش مفید است نه، همه‌اش هم مفید نیست یكیش فرض كنید به درد می‌خورد بقیه‌اش خصوصیت دیگری را دارد و ذاتی دیگری را دارد و فایده دیگری بر این مترتب می‌شود.

  •  این مساله كه الان ما اینطور داریم مشاهده می‌كنیم، این قضیه را دریابیم كه حقیقت‌الشیء بصورته لا بمادته و بعد نسبت به كیفیت تكون شیء ملاحظه كنیم، به این مساله می‌رسیم كه تمام صورت‌هایی را كه ما در این دنیا به صورت یك امر محقِّق جنس فرض می‌كردیم، محقِّق ماده در خارج ما آن را فرض می‌كردیم و می‌كنیم، اینها در واقع یك امر ذاتی مكوِّن آن جنس و مقوِّم آن ماده نیست، بلكه اینها حكم اعراضی را دارد كه این اعراض همه بر حقیقت وجود عارض شده است، حقیقت وجود عبارت است از همین كه الان در خارج به این شكل و شمایل درآمده و این شكل و شمایلی كه در اینجا در آمده است، این شكل و شمایل دارای یك ذاتیاتی است، دارای یك آثاری است، دارای یك فوایدی است و دارای خصوصیاتی است كه آن خصوصیات را ما در دیگری نمی‌بینیم، ما در دیگری آن خصوصیات را مشاهده نمی‌كنیم، حالا این نحوه از مشاهده ما بخاطر ابراز آن وجود است خود را به این كیفیت، كاری اصلا به این فرض كنید شیء خارجی ندارد.