
حقیقت وجود خارجی و فصل اخیر اشیاء
تبیین جایگاه فصل اخیر در تحقق ماهیت و تجلیات هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبنای فلسفی «تحقق وجود خارجی به فصل اخیر» میپردازند. بحث با بررسی این نکته آغاز میشود که فصل اخیر، حقیقتِ متمایزکننده و صورت عینی هر شیء در خارج است که قوام ماهیت به آن وابسته است. در ادامه، این حقیقت با عوالم مختلف هستی پیوند میخورد و با نفی تکرار در تجلیات الهی، تبیین میشود که هر ظهور، وجودی مستقل و منحصر به فرد دارد. در بخش پایانی، با استناد به قاعده «کل شیء احصیناه فی امام مبین»، نحوه تصرف عارف در عالم امکان از طریق اشراف بر حقایق وجودی خود تشریح میگردد. این جلسه با هدف روشنسازی مرز میان ذاتیات و عرضیات در فلسفه و نقد برخی رویکردهای غیردقیق در مسائل عرفانی و پیشگوییهای ظهور، به دنبال ارائه نگاهی دقیق و اصولی به کیفیت تکون اشیاء در نظام هستی است.
حقیقت وجود خارجی و فصل اخیر اشیاء
6معنای صلوات محىالدین رحمة الله علیه راجع به رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم
مُحصى عَوالِمِ الحَضَراتِ الخَمسِ فى وُجودِهِ ﴿وَكُلَّ شَيۡءٍ أَحۡصَيۡنَٰهُ فِيٓ إِمَامٖ مُّبِينٖ﴾ راحِمِ سائلِ استِعداداتِها بِنَدَى جودِهِ.1
بعضیها «فى بِنَدَیٰ وُجودِه» میگویند اما اینطور نیست بلکه «بِنَدَى جودِهِ» است که ندا شبیه همان معناى جود است؛ در آن بخششى كه از جود تراوش میکند. ﴿وَكُلَّ شَيۡءٍ أَحۡصَيۡنَٰهُ فِيٓ إِمَامٖ مُّبِينٖ﴾ كه این رسول خدا كه فیض اول است، او كه حائز مقام واحدیت است و او كه مجراى اراده و مشیت اضافۀ اشراقیه است، تمام بدو و تكوّن اشیاء را با حفظ بقاء آنها در وجود خود دارد؛ یعنى در وجود خود، وجود زید نهفته است، در وجود او وجود عمرو نهفته است، در وجود او وجود افلاك نهفته است و در وجود او وجود همۀ عالمِ وجود نهفته است پس هر عملى كه بخواهد انجام بدهد و هر تصرفى كه بخواهد بكند، آن تصرف را در خود مىكند نه در غیر، آن تصرف را در پروندههاى وجودى خودش میکند و محىالدین هم در فصّ شیثی و هودی مطالب بسیار عالى دارد كه چطور یك عارف در حیازت مراتب كلیه به یك همچنین مرتبهاى مىرسد كه همۀ آنچه كه در وجود اوست، آن را صورت خارجى مىبیند و آنچه را كه در خارج مىبینید نسخۀ اصل را در وجود خود مشاهده مىكند و البته آن جنبۀ سعۀ كلى و جنبۀ علة العلل بودنش نفس رسول خداست و بعد ائمه و از آنجا به بعد دیگر آن عارفى كه به مقام كمال و به مقام بقاء مىرسد یك همچنین حالتى را در آنجا احساس مىكند.2
نحوۀ تصرف عارف در عالم امکان
پس وقتى كه یك عارف مىخواهد تصرفى در عالم امكان بكند تصرف در خارج نمىكند بلکه در وجود خود تصرف مىكند و به خود نگاه مىكند و آنچه را كه در وجود خود است تغییر مىدهد و یکدفعه شما مىبینید ماه دو نصف شده است، اى ددم واى! نگاه کن و ببین ماه دو نصف شده است و یك نصفش دارد براى خودش دور كعبه مىچرخد و نصف دیگر در جاى خودش برقرار است! اینهم كه پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم اشاره كرد براى ماست كه ببینیم قضیه چیست ولى پیغمبر ماه را نمىبیند و به آن اشاره نمیكند چون این بدن، بدن مادى است و ماده كه ارتباطى به مادۀ دیگر ندارد، بین ما و ماه كه حدود یك میلیون یا نهصدهزار كیلومتر فاصله است، این كه نمىتواند به آنجا دسترسى پیدا كند ولى از نظر توجه او به خود مىنگرد و در خود عمل انجام مىدهد و در خود تصرف مىكند ماه دو نصف مىشود، در خود تصرف مىكند خورشید را نگه مىدارد، در خود تصرف مىكند زلزله مىآورد، در خود تصرف مىكند صاعقه مىآورد و قوم هود، لوط، عاد، ثمود و همۀ اینها را به هوا مىبرد و به زیر زمین مىبرد! تمام اینها همه در خود نگریستن است و همه در خود نگاه كردن است و پروندههاى وجودى خود را بررسى كردن است که كدام را بیرون بكشیم و حساب برسیم. در اینجا مسائلى است كه بیش از این مقدار نمىشود گفت و فقط باید إنشاءالله خداوند این توفیق را بدهد تا این مسائل و این کیفیت با مشاهدات و كشفیات نفسیه براى انسان روشن بشود.
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسى، ج 17، ص 241.
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به فصوص الحكم، ج 1، ص 58 و 106.
