
حقیقت وجود خارجی و فصل اخیر اشیاء
تبیین جایگاه فصل اخیر در تحقق ماهیت و تجلیات هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبنای فلسفی «تحقق وجود خارجی به فصل اخیر» میپردازند. بحث با بررسی این نکته آغاز میشود که فصل اخیر، حقیقتِ متمایزکننده و صورت عینی هر شیء در خارج است که قوام ماهیت به آن وابسته است. در ادامه، این حقیقت با عوالم مختلف هستی پیوند میخورد و با نفی تکرار در تجلیات الهی، تبیین میشود که هر ظهور، وجودی مستقل و منحصر به فرد دارد. در بخش پایانی، با استناد به قاعده «کل شیء احصیناه فی امام مبین»، نحوه تصرف عارف در عالم امکان از طریق اشراف بر حقایق وجودی خود تشریح میگردد. این جلسه با هدف روشنسازی مرز میان ذاتیات و عرضیات در فلسفه و نقد برخی رویکردهای غیردقیق در مسائل عرفانی و پیشگوییهای ظهور، به دنبال ارائه نگاهی دقیق و اصولی به کیفیت تکون اشیاء در نظام هستی است.
حقیقت وجود خارجی و فصل اخیر اشیاء
2منبابمثال وقتى كه شما بخواهید یك سنگى را مورد استفاده قرار بدهید این سنگ یا به شكل مكعب است یا مكعبمستطیل یا به شكل هرم یا استوانه یا به شکل اشیاء دیگر و خلاصه كمّیّات مختلف است ولكن خود همان حجریت در تمام این اشكال تفاوتى نمىكند و فرقى در اینجا ندارد، حالا به هر كیفیتى مىخواهد باشد و اگر منظور شكل خاصى نباشد بلكه همان حجریت باشد، شما مىتوانید هر حجرى را به هر شكل و به هر كیف و كمى باشد مورد استفاده قرار بدهید ولى بدون شكل طبعاً در خارج تحقق پیدا نمىكند و همینطور در سایر اشیاء و در همه چیز آنچه را که حقیقت آن شیء است عبارت از ذاتى خود شیء است، نه آن عوارضى كه بر او عارض مىشود و او را به كمّیّات مختلف یا به كیفیات مختلف درمىآورد. آن دیگر مطرح نیست. بنابراین وجود خارجى هر شیئى عبارت از همان فصل اخیر مابهالاِمتیاز خود آن شیء است.
این مطلبى است كه مرحوم آخوند در اینجا مىخواهند به این نكته بپردازند؛ یعنى از حقیقةُ الشیءِ بِصورته لا بِمادته یك مرتبه بالاتر آمدند و اصلاً نفسُ الوجود خارجى را چه این نفسُ الوجود در عالم اعیان و ماده باشد، چه در عالم برزخ و مثال باشد، چه در عالم بالاتر كه عالم قیامت باشد، چه در عوالم ربوبى، ملكوت، لاهوت و اینها باشد در تمام اینها همان نفسُ الوجودِ خارجى عبارت از همان حقیقةُ الشیء است که آن عبارت از فصلیت است پس جنبۀ فصلیتِ یك واقع...
جنبههاى مختلف ملكوتى و ربوبى اشیاء در وعاء و در ظرف خودشان
و این ارتباطی به انسان هم ندارد بلکه همۀ اشیاء جنبههاى مختلف ملكوتى و ربوبى در وعاء و در ظرف خودشان دارند و اگر آن جنبۀ ملكوتى نباشد بر آن اشیاء، عدم حاكم و سارى و طاری است. بنابراین نفس وجود عقول منفصل و نفس وجود خارجیشان عبارت از همان فصل اخیر است، نفس وجود عالم ارواح و نفوس و ملائكه عبارت از همان وجود خارجى و فصل اخیر است البته در عوالم عقول منفصله و اینها تركیب راه ندارد ولكن همان جهت نوریتى كه آن نوریت را ما مشترك مىدانیم و آن مرتبۀ وجودى هركدام از اینها است، به آن فصل اخیر گفته میشود.
