اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت وجود خارجی و فصل اخیر اشیاء

تبیین جایگاه فصل اخیر در تحقق ماهیت و تجلیات هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبنای فلسفی «تحقق وجود خارجی به فصل اخیر» می‌پردازند. بحث با بررسی این نکته آغاز می‌شود که فصل اخیر، حقیقتِ متمایزکننده و صورت عینی هر شیء در خارج است که قوام ماهیت به آن وابسته است. در ادامه، این حقیقت با عوالم مختلف هستی پیوند می‌خورد و با نفی تکرار در تجلیات الهی، تبیین می‌شود که هر ظهور، وجودی مستقل و منحصر به فرد دارد. در بخش پایانی، با استناد به قاعده «کل شیء احصیناه فی امام مبین»، نحوه تصرف عارف در عالم امکان از طریق اشراف بر حقایق وجودی خود تشریح می‌گردد. این جلسه با هدف روشن‌سازی مرز میان ذاتیات و عرضیات در فلسفه و نقد برخی رویکردهای غیردقیق در مسائل عرفانی و پیش‌گویی‌های ظهور، به دنبال ارائه نگاهی دقیق و اصولی به کیفیت تکون اشیاء در نظام هستی است.

حقیقت وجود خارجی و فصل اخیر اشیاء

1
  • درس ششصد و شصتم

  • کیفیت تحصّل و تکوّن حقیقة الاشیاء (3)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • تحقق وجود خارجی به فصل اخیر

  • بحث در كیفیت تكوّن فصل اخیر در ماهیات بود. مرحوم آخوند بعد از بیان اینكه تكوّن هر شی‌ء به فصل اخیر است نكته‌اى را در اینجا متذكر شدند و آن تحقق وجود خارجى به فصل اخیر است؛ یعنى همان وجود خاصِّ متعیِّن خارجى همان عبارةُ الأخرى فصل اخیر است كه در خارج تكوّن پیدا كرده است و هر فردى براى خودش یك فصل خاصى را دارد كه با فصل دیگرى متفاوت است و همان فصل اوست كه صورت عینیۀ او را تشكیل مى‌دهد و او را از بقیه متمایز مى‌كند، حالا آن صورت عینیّه بسته به كیفیت حالاتی كه براى او حاصل مى‌شود متفاوت خواهد بود.

  • البته ذهن از این مشتركات اعیان خارجى یك طبایع كلیه‌اى را استنتاج و انتزاع مى‌كند و همه را در این اجناس و فصول داخل مى‌كند ولكن نسبت به خصوصِ همان تعیّن خارجی، خود ذهن هم نمى‌تواند آن تعیّن را امر سارى و جارى و عامى بداند كه در سایر اشیاء و مصادیق جریان دارد بلكه خود نفس همین تعیّن عبارت از همان صورت و آن فصل اخیرى است كه آن فصل اخیر همان حقیقةُ الشی‌ء را محقِّق است و او را در خارج مكوِّن است. بنابراین مى‌توانیم از این نكته استفاده كنیم كه در بسیارى از مسائل و مبانى آنچه كه صورت خارجى دارد حقیقتاً همان خود آن شی‌ء و خود همان فصل است كه آن فصل عبارت از مابه‌الاِمتیاز بین او و سایر مصادیق است و آن باعث شده است كه صورت به این كیفیت تحقق عینى داشته باشد و حقیقت خود را به این كیفیت ابراز و اظهار كند و از اینجاست كه ما استفاده مى‌كنیم كه به‌واسطۀ تغییر و تبدلات و انتقالات ...، البته ایشان [این مطلب را] نیاوردند ولکن بعداً این مطلب را در مباحث معاد ذكر مى‌كنند یعنى این نكته‌اى كه ایشان در اینجا بیان مى‌كنند در مباحث نفس و بحث معاد جسمانى و روحانى این مسئله را در آنجا مى‌آورند و همین‌طور در سایر كتب خودشان غیر از اسفار این نكته هست، یعنى مطلبى كه در این جلسه بیان مى‌شود در خیلى از موارد مورد استفاده قرار مى‌گیرد ازجمله همان بحث معاد كه در آنجا حقیقةُ الشی‌ءِ بِصورته به این نحوه مطرح مى‌شود كه هرچه در آن عالم ظهور و تجلى پیدا مى‌كند عبارت از همان فصلیةُ الأشیاء است؛ یعنى خود همان جهت فصلیت شی‌ء است كه ظهور خارجى دارد ولكن قوام این فصلیت به چه چیزى خواهد بود؟ آن قوامش دیگر مطرح نیست و فقط جنبۀ عرضى دارد كه به‌واسطۀ جنبۀ عرضى این فصلیت مى‌تواند ظهور خود را داشته باشد، طبیعى است كه اگر شما بخواهید یك شیئى را در خارج تجسم كنید، طبعاً تجسم آن شی‌ء بدون كم و كیف نخواهد بود.