جلسه ۶۶۰
9وکل من الصور السابقة هر كدام از صور سابقه معدة لوجود الصورة اللاحقة برای وجود صورت لاحقه ثم بعد وجود اللاحقة همین وجود صورت لاحقه ینبعث عنها از او نشأت میگیرد جسمیت معدّ برای نباتیت است، اما وقتی كه یك شیئی نبات شد آن جسمیت در اختیار خودش میگیرد، دیگر جسمیت، جسمیت مطلقالعنان نیست، جسمیت مطابق با نباتیت است وقتی كه این تبدیل به حیوان شد، همان جسمیت میشود جسمیت حجریت، جسمیت خاص آنوقت حجر گوشت نیست، استخوان نیست، در عین جسمیت منبعث از همان صورتی است كه بعدا پیدا شده، چون میتواند بگوید انسانی برای خودت باش، من دلم میخواهم سنگ باشم، نه آقا این سنگ نیست، حالا كه انسان هستی جسمیتت هم منطبق با همان جهت انسانیت باشد و دارای خصوصیات حیوانیت و لحمیت و اینها باید باشد.
فما کانت من الأسباب و الشرائط و المعدّات أولا صارت أمثالها من القوی و التوابع و الفروعات أخیرا هرچی از اسباب و شرایط و معدات اولا بود در اول از صور مختلف داشتیم، صورت جسمیت، صورت نباتیت نمیدانم كم و كیف، عوارض خصوصیات آنچه را كه اول به عنوان شرایط و معدات برای رسیدن به فصل اخیر ما لازم داشتیم، امثال اینها از قوا و فروعات میشوند، یعنی قوا و توابع قوا از اعراض و فروعات اینها مانند او هستند، جسمیت او به این شكل در میآید نباتیت او به این نحو در میآید، نه هر نباتیتی، حیوانیت او به این كیفیت در میآید آن كمی كه در اینجا هست حالا كمش اینطور است وضعش اینطور است، عوارضش اینطور است، آثارش اینطور است قبلا نباتیتش نباتیت صلبه بود الان نباتیتش رعونت است، با ملایمت است، قبلا فرض كنید جسمیتش یك جسمیت قابل امتثال بود الان جسمیتش جسمیت متصله است، قبلا جسمیتش جسمیتی بود كه در شرایط خاص بقاء پیدا میكرد، الان بواسطه تنمیه و تغذیه و اینها آن بقاء پیدا كند، این آثار و خصوصیاتی كه قبلا بود الان این آثار و خصوصیات تغییر پیدا میكند، امثال او شده، مثل او شده با اختلافی كه به واسطه فصل اخیر برای اینها پیدا شده.

