جلسه ۶۶۰
6لذا محیالدین عربی رحمیاللَه علیه راجع به رسول اللَه دارد:
محصی عوالم حضرات الخمس فی ندا جوده، بعضیها فی ندا وجوده خواندهاند فی ندا وجوده نیست، ندا شبیه همان معنای جود است همان بخششی كه از جود تراوش می كند.
(وَ كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ) كه این رسول خدا كه فیض اول است، او كه حائز و مقام واحدیت است، آن كه مجرای اراده و مشیت اضافه اشراقیه هست، تمام بعد و تكون اشیاء را با حفظ بقاء آنها در وجود خود داردیعنی در وجود خود، وجود زید نهفته است، در وجود او وجود عمرو نهفته است، در وجود او وجود افلاك نهفته است و در وجود او وجود همه عالم وجود نهفته است پس هر عملی كه بخواهد انجام بدهد و هر تصرفی كه بخواهد بكند آن تصرف را در خود میكند، نه آن تصرف را در غیر، آن تصرف را در پروندههای وجودی خودش می كند.
و اینجا محیالدین در فصل شیثیه در اینجا مطالب بسیار عالی دارد كه چطور فرض بكنید یك عارف در حین حیازت مراتب كلیه به یك همچنین مرتبهای میرسد كه همه آنچه كه در وجود اوست، آن را صورت خارجی میبیند، و آنچه را كه در خارج میبینید نسخه اصل را در وجود خود مشاهده میكند، و البته خب آن جنبه سعهای كلی و جنبه علی العللش، نفس رسول خداست و بعد ائمه و از اینجا به بعد دیگر آن عارفی كه به مقام كمال میرسد و به مقام بقاء، یك همچنین حالتی را این در آنجا احساس میكند، پس وقتی كه یك عارف میخواهد تصرفی در عالم امكان بكند، تصرف در خارج نمیكند، در وجود خود تصرف میكند، به خود نگاه میكند و آنچه را كه در وجود خود است تغییر میدهد یك دفعه شما میبینید ماه دو نیم شد، ای ددم وای دو نصف شده، یك نصفش دارد برای خودش دور كعبه میچرخد و نصف دیگر در جای خودش برقرار است، این هم كه پیغمبر خودش اشاره كرده برای ماهاست ببینیم كه قضیه چیست؟ ولی پیغمبر ماه را نمیبیند و اشاره كند، این بدن، بدن مادی است، بدن مادی كه ارتباطی به ماده دیگر ندارد این ماه كه حدود یك میلیون كیلومتر فاصله است، این كه نمیتواند به آنجا دسترسی پیدا كند ولی از نظر توجه و به خود مینگرد و در خود عمل انجام میدهد و در خود تصرف میكند، ماه دو نصف میشود، آن در خود تصرف میكند، خورشید را نگه میدارد، در خود تصرف میكند زلزله میآورد، در خود تصرف میكند صائقه میآورد و قوم هود و لوط و ثمود و همه اینها را به هوا میبرد و به زیر زمین میبرد، تمام اینها همه در خود نگریستن است و همه در خود نگاه كردن است و پروندههای وجودی خود را بررسی كردن است، كدام را بكشیم بیرون و حساب برسیم و فرض بكنید از آنجا این طور و اینجا مسائلی است كه بیش از این مقدار نمیشود گفت و فقط انشاء اللَه خداوند این توفیق را بدهد با مشاهدات و كشفیات نفسیه این مسائل برای نفس روشن بشود.

