جلسه ۶۶۰
3ایشان میفرمایند كه همان جهت فصل اخیر همان حیثیت نوریت آنهاست در همان مرتبهای كه دارند بدون اینكه در اینجا جنسی باشد و ما به الاشتراك خارجی باشد، كه در آنجا تركیب انضمامی یا اتحادی موجب تحقق اعیان بشود نه، خود همان نفس وجود عبارت است از همان كیفیت خاصه كه حقیقت (لا بالتجلی) به این نقطه برمیگردد كه هر امری كه آن امر از ذات پروردگار بروز و ظهور پیدا می كند، فقط یك امر است و مثل و مانند ندارد مثل و مانند را ما تصور میكنیم، میگوییم این مثل اوست ولیكن مثل او نیست برای خودش یك واقعیت جدایی است، حالا فرض كنید ما این را شبیه به او میدانیم و شبیه مثل او نیست و مثل او این است كه همان شیء باشد با همان خصوصیات و با همان كیفیت و با همان وضعیت، در حالتی كه آن شیء برای خودش یك استقلالی دارد و به وسیله یك حقیقت ربطیه متصل به مبدأ است، این هم برای خودش یك حقیقت و وجود استقلالی دارد و به وسیله آن ربطی كه دارد با مبدأ خودش، دارای تعلق به مبدأ خودش خواهد بود، از این نقطه نظر تفاوتی در این مساله ندارد پس تكرار در تجلی به طور كلی راه ندارد، همین كه شما یك ظهوری را مشاهده میكنید، یعنی یك امر واحدی كه مانندی برای او نیست، بعد ظهور دوم را مشاهده میكنید، آن امر واحدی كه حتی یك چاپخانهای كه روزی هزار جلد كتاب اسفار مثل هم بیرون میدهد، همه یك رنگ، یك شكل و یك اندازه و یك وزن بیرون بدهد، هیچكدام آنها تكرار نیست، تكرار یك تعبیر عامیانهای است كه در میان مردم رایج است، هركدام برای ما وجود استقلالی است، چطور اینكه اگر فرض بكنید شما كه از پدر و مادر مكرمه و محترمه از اینها زاییده شدید این یك واقعیتی است كه از آن دو بزرگوار، به وسیله نفس نفیس شریف حضرت سر كار فیض آثار این ظهور و بروز پیدا كرده.

