جلسه ۶۶۰
2وقتی كه یك سنگی را شما بخواهید این سنگ را فرض بكنید كه مورد استفاده قرار بدهید این سنگ یا به شكل مكعب است، یا مكعبمستطیل است یا به شكل فرض كنید هرم و استوانه است و اشیاء به اصطلاح دیگر و خلاصه كمیات مختلف ولكن خود همان حجریت در تمام این اشكال تفاوتی نمیكند و فرقی در اینجا ندارد، حالا به هر كیفیتی میخواهد باشد و اگر منظور شكل خاصی نباشد بلكه همان حجریت باشد، شما هر حجری را به هر شكل و به هر كیف و كمی باشد شما میتوانید آن حجر را مورد استفاده قرار بدهید ولی بدون شكل طبعا در خارج تحقق پیدا نمیكند، در سایر اشیاء و در همه چیز آنچه حقیقت شیء است آن عبارت است از خود ذاتی آن شیء است، نه آن عوارضی كه بر او عارض میشود و او را به كمیات مختلف یا به كیفیات مختلف در میآورد، بنابراین وجود خارجی هر شیئی عبارت است از همان فصل اخیر و ما به الامتیاز خود آن شیء، این مطلبی است كه مرحوم آخوند در اینجا به این نكته میخواهند بپردازند، یعنی از حقیقی الشیء بصورته لا بمادته آمدند یك مرتبه بالاتر و اصلا نفسالوجود خارجی را چه این نفس الوجود در عالم اعیان و ماده باشد، چه در عالم برزخ و مثال باشد، و چه در عالم بالاتر كه عالم قیامت باشد و چه در عوالم ربوبی باشد، عالم ملكوت و لاهوت و اینها باشد در تمام اینها نفسالوجود خارجی عبارت از همان حقیقی الشیء است، آن عبارت است از فصلیت پس جنبه فصلیت یك واقع، این ارتباط به انسان هم ندارد همه اشیاء جنبههای مختلف ملكوتی و ربوبی دارند در وعاء خودشان و در ظرف خودشان و آن جنبه ملكوتی اگر نباشد، بر آن اشیاء عدم حاكم و ساری است.
پس بنابراین نفس وجود عقول منفصل، نفس وجود خارجیشان عبارت است از همان فصل اخیر، نفس وجود عالم ارواح و ملائكه عبارت است از همان وجود خارجی و فصل اخیر، البته در عوالم منفصله تركیب راه ندارد، ولكن همان جهت نوریتی كه این نوریت را ما مشترك میدانیم و آن مرتبه وجودی هركدام از اینها آن را به فصل اخیر نامگذاری می كنند.

